Lilypie Third Birthday tickers
گل باغ زندگیمون
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 سفر پر ماجرای ما بالاخره شروع شد و اینم سفره هفت سین فرودگاه مشهد که باهاش عکس انداختیم و ملت هم.

 البته از سبزی پلو مامان نمی شه چشم پوشی کرد که خیلی عالی بود مثل همیشه.

 

 

 اینم عکس زهرا تو حیاط خونه بابابزرگ من که برا عید دیدنی اول اونجا رفتیم. برفها رو که رویت می کنید مال همون 28 اسفنده که باعث کنسل شدن پرواز ما شد.

 اینم زهرا خانم تو باغ کیوی خونه پدر بزرگ در واجارگاه استان گیلان.

 اینجا هم رحیم آباد خونه عمه.

 و لاهیجان - شیطان کوه

 لاهیجان - دریاچه

 باز هم لاهیجان چون که هوا خوب بود بیشتر موندیم و عکس گرفتیم.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم
بالاخره بعد از زمستان طولانی امسال از روی تقویم هم شده به بهار 91 نزدیک می شویم در حالی که بخاری ها هچنان فعال و پر حرارت و هوا ابری و بارانی.
زهرا در آخرین روزهای زمستان سرما خورده و امروز سفر در پیش داریم و رفتن به دیار پدری و دید و باز دیدهای نوروزی.
البته عیدی های مشهد تا حدودی پیش پیش جمع آوری شده و نگران نبودن سر هفت سین موقع سال تحویل نیستیم.
امیدوارم سال 91 برای همه پر رکت و سلامتی باشه.
آمین


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

اول اسفند کلا برای من بسیار هیجان انگیزه. به چند دلیل.
دلیل همیشگیش اومدن بوی بهار و نزدیک شدن به سال جدیده که من از خود بهار بیشتر دوسش دارم. خصوصا زمستان طولانی و سرد امسال که همه رو مشتاق اومدن بوی بهار کرده و وقتی پا تو اسفند میذاریم دیگه معلومه بهار تو راهه.
دومین دلیلش هم تولد گل باغ زندگیمون، زهرا کوچولویه. چه زیبا و خاطره انگیز.

و از اون جایی که زینب(دخترخاله زهرا) هم 4 اسفند به دنیا اومده، هرسال تولدهاشون با هم به فاصله دو سال برگزار میشه.ساده و صمیمی.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

23 ماه زیبا گذشت و در آخرین ماه دومین سال زندگیت حالا هم باید همانی باشم که بودم و هم یک تغییر اساسی در رابطه ام با تو دختر خوبم.
دیگر وقتش رسیده که شیر مادر را رها کنی و دوران شیرخوارگیت را به فراموشی بسپاری و وارد مرحله دیگری از زندگیت شوی.
دوران وابستگی شدیدت به من به پایان رسیده و صد البته غم خوشایندی در دل من از این که انگار چه زود گذشت لحظه های زیبایی که در آغوشم در حال شیرخوردن می خوابیدی و همواره شب و روز مرا می جستی تا آرام گیری تا سیر شوی تا بخوابی و دیگر شاید هرگز این لحظه های ناب با هم بودن و این همه صمیمی و وابسته را تجربه نکنیم.
من هم باید صبور باشم و تو هم. تو فراموش می کنی شاید چند روز دیگر ولی من برای همیشه دوران زیبا و دست نیافتنی شیرخوارگیت را به خاطر می سپارم. شبها و روزهایش را. بیداری و خواب آلودگیهایم را. گاهی دعوایمان میشد این اواخر و خواب سبک و زیبای تو.
زهرا! زهرای کوچک من!
تمام شد همه دلواپسی ها از اینکه آیا وظیفه ام در قبالت را به خوبی انجام داده ام یا نه.
تمام شد احساس گرم دستاهای کوچکت هر شب و روز.
تمام شد نگاه ملتمسانه ات را برای درآغوش گرفته شدن و آرام گرفتن.
هرگاه گریه می‌کردی میدانستم چگونه آرامت کنم.
با هم می‌خوابیدیم و بیدار می‌شدیم.
با هم حرف می‌زدیم و نگاههایمان کمتر از چند سانتیمتر به هم دوخته بود.

دخترم!
حالا بزرگ شدی و از خدا می خواهم همانطور که این دوران را برایت به زیبایی رقم زد همیشه روزگار سعادتمند بمانی.

آمین

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

پانزده آبان فهیمه صاحب دومین فرزند خودش شد. محمد حسین کوچولو و زهرای ما پسرخاله دار شد.
بچه ها از هول زمستان زودرس امسال همگی درست و حسابی سرماخورده اند و امروز دسته جمع رفتیم مطب دکتر شیخانی.زهرا و زینب و محمدحسین.


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم


فهیمه ما برای بار دوم بسلامتی مامان یک پسر کوچولو شد و حالا حسابی سرش شلوغه.
زینب و محمد حسین دختر خاله و پسر خاله زهرا.

اینم عکس :

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

روز دختر به همه دختر کوچولوها و گلهای معطر باغ زندگی مبارک. خصوصا دختر کوچک و دردانه من.

امشب رفتیم حرم امام رضای خوبمون. بازم پر از زائر و مجاور. آخه ما کی یک دل سیر زیارت کنیم از بس این آقا همیشه مهمون دارن.

خدایا دهه کرامت ما رو هم مشمول کراماتشون قرار بده. آمین

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠ توسط 
تقلید و هم چشمی مادران در شیوه های تربیتی کودکان
خراسان - مورخ چهارشنبه 1390/06/23 شماره انتشار 17932 
نویسنده: عظیمی مروی
 
 

مادر شدن برای زنان جوانی که تجربه اول را دارند با دلهره و اضطراب همراه است. از زمان تولد یک نوزاد حدودا ۳ کیلویی تمام اعضای خانواده با تغییرات محسوسی در زندگی روزمره رو به رو می شوند که به دلیل تولد جدیدترین عضو خانواده گریزناپذیر است، اما این مادر است که از لحظه تولد تمام روزش را وقف نوزاد می کند و تمامی مسئولیت ها را به دوش می گیرد.

از این رو نگهداری نوزاد و تربیت وی مهم ترین چالش زندگی وی به حساب می آید. در این مسیر، مادر با دشواری ها و چالش های زیادی رو به رو می شود که طی زمان تغییر ماهیت می دهد و رنگ عوض می کند. یکی از مهم ترین دغدغه های مادران از همان سال های اولیه زندگی کودک، نگرانی از قضاوت دیگران است وقتی کودک بدخواب می شود، گریه می کند، غذا نمی خورد، بیمار می شود، دچار کم وزنی می شود و ... مادر نه فقط باید جوابگوی مشکل کودک باشد بلکه باید جوابگوی انتقاد دیگران و نحوه قضاوت آن ها هم باشد واقعیت این است که کمتر مادری را می توان پیدا کرد که نسبت به قضاوت دیگران بی اعتنا باشد و یا اهمیتی به اظهارنظر دیگران ندهد. آیا واقعا می توان یک کودک را بدون هیچ دردسری تربیت کرد؟ آیا می توان نسبت به شیوه تربیتی دیگران بی اعتنا بود و فقط از یک شیوه برای تربیت کودک استفاده کرد؟ خوب است بدانید نتایج تحقیقات نشان می دهد مادران در تربیت کودکان خود به شدت از هم تاثیر می پذیرند و بیشتر آن ها نحوه تربیت و زندگی دیگر مادران را زیر ذره بین قرار می دهند.

به نوشته خبر آنلاین در نظرسنجی که بین ۲۶ هزار مادر انجام گرفت، مشخص شد که بیش از ۹۰ درصد مادران در شیوه های تربیتی و حتی در انجام وظایف اصلی خود از دیگر مادران تقلید می کنند. بیش از ۶۶ درصد آن ها بیان کردند که اگر رفتار بدی از کودکی سر بزند تمام مسئولیت را به گردن والدین او می اندازند و ۳۲ درصد مسئولیت تماشای بیش از حد تلویزیون را بر عهده مادر می گذارند.

۳۷ درصد مادران وزن کودک را بهترین راه برای قضاوت درباره رژیم غذایی خانواده می دانند و زمانی که در بین مادران دیگر قرار می گیرند اعتماد به نفس خود را از دست می دهند. این فشارها بر زنان کارمند بسیار بیشتر است چون این امر گاهی باعث انصراف همیشگی شان از کار خارج از منزل می شود. یکی از کارشناسان این تحقیق می گوید: در نگاه اول قضاوت درباره زندگی دیگران به مادران کمک می کند تا شرایط بهتری را برای خودشان ایجاد کنند اما در بلندمدت این امر باعث افزایش فشارهای روانی و استرس می شود و اثر منفی روی کیفیت زندگی آن ها می گذارد.

 

رقابت مادران

یکی از رموز موفقیت در بحث فرزندپروری داشتن نظم، برنامه ریزی و تدبیر است اما متاسفانه بسیاری از والدین به این موارد توجهی نمی کنند و وارد تسلسل معیوب و منفی به نام رقابت تربیتی از نوع منفی آن می شوند. این رقابت در واقع نوعی نزاع است که به جای بقای سالم به زوال تدریجی خانواده و کودک منجر می شود. این معضل معمولا ناخواسته به وجود می آید اما تاثیر منفی درازمدتی بر سلامت روان کودک بر جا می گذارد. حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی کشور با بیان این مقدمه به خراسان می گوید: عوامل بسیاری در شکل گیری فضای رقابتی در تربیت فرزندان نقش دارد که به چند نمونه آن اشاره می کنیم. در بسیاری از خانواده ها شاهد رقابت درون خانوادگی بین همسران هستیم. عبارتی که در این جا به کار گرفته می شود، گروکشی است که مدنظر هر یک از والدین است و در واقع پدر و مادر بر سر تربیت فرزندان درگیر رقابت می شوند. نپذیرفتن نقش واقعی هرکدام از والدین و نداشتن تعاملات مثبت بین همسران، داشتن الگوهای نادرست فکری، نداشتن تفاهم و تسامح واحساس نارضایتی از هم می تواند رقابت بین پدر و مادر را در تربیت فرزند تشدید کند. در نهایت محیط چنین خانواده ای به تناقض و تنش تربیتی سوق داده می شود و آسیب شدیدی به سلامت روان کودک وارد می آید. مشخصه اصلی این روش باج دادن به کودک است و پدر ومادر سعی می کنند برای جلب رضایت یا توجه کودک و یا افزایش اطاعت او به کودک باج دهنده، گو این که این باج دادن ها بعدها به ضرر خود آن ها تمام می شود.

از سوی دیگر نداشتن هدف یکی دیگر از عواملی است که باعث می شود والدین وارد جریان ناخواسته رقابت تربیتی شوند. وقتی مادر یا پدر هدف گذاری خاصی برای تربیت کودک ندارند و موقعیتی و موضعی عمل می کنند، احساس و هیجان «اکنون» و «حالا» را مبنای تربیت خود قرار می دهند. شناخته نشدن خصوصیات و ویژگی های فرزند و نداشتن هدف در زندگی از سوی والدین به این مشکل دامن می زند و سبب می شود والدین به خصوص مادر الگوی تربیتی التقاطی و تناقضی را به کار بگیرند که در این راستا وارد فضای رقابتی با دیگر خانواده ها می شوند و تشویق و تنبیه های مکرر جسمی، روانی و اجتماعی فراوانی را روی کودک اعمال می کنند. نهایت این که والدین نمی دانند چه می خواهند و وقتی از آن ها پرسیده می شود چرا بچه دار شدید، اظهارات دیگران را دلیل بچه دار شدن خود بیان می کنند.

وی به موضوع الگوسازی های نادرست اشاره می کند و می گوید: بسیاری از والدین به دلیل نداشتن اشراف بر نقش خود به عنوان پدر یا مادر و ناآگاهی های تربیتی سعی می کنند الگوهای تربیتی را از محیط بگیرند.

طبیعی است که این الگوها نمی تواند قطعیت داشته باشد چون ویژگی های خانوادگی و خصوصیات کودک با آن چه آن ها در محیط پیرامون می بینند متفاوت است و نادیده گرفتن این تفاوت ها در آینده مشکل ساز خواهد شد. این دسته از والدین فقط به دنبال الگو هستند و با کپی برداری از روش های تربیتی دیگران فرزند خود را تربیت می کنند. از آن جا که این الگوبرداری براساس منطق هیجانی و احساسی شکل می گیرد، پس از مدتی سعی می کنند نقاط ضعف الگوی خود را با الگوی تقلیدی از دیگری پر کنند، خود به خود جایگزین کردن الگوها باعث می شود آن ها وارد جریانی شوند که ما به آن «درگیر شدن الگوهای تربیتی التقاطی » می گوییم.

والدین می خواهند فرزندشان از خواهر کوچک تر بهتر لباس بپوشد و از خواهر بزرگ تر بهتر حرف بزند. به این ترتیب خانواده کودکان را وارد رقابت می کند.

کودک تا سنین ۸ یا ۹ سالگی متوجه رقابت نیست اما پس از آن فکر می کند والدین او را دوست ندارند و اگر فرزند دیگری جای او بود، مشکل کمتری داشت.

بسیاری از والدین هم به این دلیل وارد رقابت های تربیتی می شوند که نه خودشان و نه فرزندشان را نمی شناسند. بنابراین اشراف نداشتن والدین به توانایی ها و خواسته های خود و آگاهی نداشتن نسبت به ویژگی ها و خصوصیات کودک باعث می شود سطح انتظارات والدین از کودک به طور دائم تغییر کند. به این ترتیب سطح انتظارات پدر و مادر از کودک همواره شناور خواهد بود و انتظارات کاملا مقطعی یا موقعیتی عوض می شود. با وجود این اتفاقات ، رفتار و گفتار و انتظارات کودک به طور دائم مورد مقایسه قرار می گیرد و تناقض رفتاری و گفتاری شدیدی به وجود می آید. چنین کودکی به علت ناآگاهی والدین در تناقض بزرگ می شود.

این روان شناس با بیان این که مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگر بچه ها در واقع نشات گرفته از تنش درونی خود والدین است و مشغله های فکری و ذهنی آن ها به این مسئله دامن می زند، می گوید: علاوه بر این اجازه ورود بی حد و حصر دیگران به چارچوب تربیتی خانواده یکی دیگر از معضلات مهمی است که شاکله خانواده را تهدید می کند. ما به این امر نفوذپذیری خانواده می گوییم و ممکن است پدربزرگ و مادربزرگ را دربربگیرد و تا رسانه ها گسترش پیدا کند. والدین در این شرایط ناخواسته وارد بحث های عاطفی و رقابتی می شوند. شخصیت و هویت کودک در این محیط زیر پا گذاشته می شود زیرا والدین با الگوگیری نادرست کودک را تحت فشار مضاعف قرار می دهند. نکته این جاست که وقتی نفوذپذیری دیگران در خانواده زیاد شود، پدر و مادر وارد تنش می شوند.

 

توصیه ها و راهکارها

بهتر است والدین اطلاعات، معلومات و شیوه های تربیتی دریافتی از محیط پیرامون را با توجه به بافت خانوادگی خود بو می و سپس اجرایی کنند. در نظر گرفتن ویژگی های کودک و خصوصیات فکری و فرهنگی خانواده در الگوگیری های تربیتی نقش اساسی ایفا می کند. گاهی اوقات مادر به دلیل احساس گناه ناشی از بعضی رفتارهای کودک مثل بدغذایی ، بدخلقی یا کم وزنی کودک در حالی که احساس می کند کفایت مادرانه اش زیر سوال رفته است با دیگران درددل می کند و راهکارهای دیگران را اجرا می کند. در حالی که بهترین راهکار مراجعه به روان شناس یا مشاوری است که در حوزه خانواده و کودک کار می کند. بهتر است برای مرور روند تربیت کودک والدین از مشاور کمک بگیرند تا متوجه نقایص کار خود شوند.

هدف گذاری نیز بسیار مهم است و خانواده باید هدفمند باشد . ضمن این که بحث خودشناسی و فرزندشناسی نیز اهمیت دارد. از طرف دیگر باید نسبت به اعضای خانواده نفوذپذیر و نسبت به دیگران نفوذناپذیر باشند یعنی تحت تاثیر دیگران قرار نگیرند. حل تعارضات زناشویی هم در امر تربیت کودک نقش مهمی دارد و طبیعی است که به نفع کودک تمام می شود، افزایش مطالعه و کسب اطلاعات موثق و منطقی و علمی و به روز، پیدا کردن الگوهای منطقی، علمی و مذهبی سازگار با خانواده هم از دیگر راهکارهاست. فراموش نکنید که احساسات و غریزه مادری که بسیاری از مادران طبق آن رفتار و عمل می کنند و حاضر نیستند اشتباهات خود را بپذیرند ، صد درصد فطری و طبیعی است اما نکته این جاست که بسیاری از مادران فرزندان خود را طبق میل و عقاید و کمبودهای خود تربیت می کنند. در واقع فقط یک مادر دارای سلامت روان کامل می تواند به غریزه مادرانه اش تکیه کند اما از آن جا که هیچ کس ایده آل نیست، طبیعی است که مادر علاوه بر غریزه و احساسات مادرانه باید سطح دانش و آگاهی خود را بالا ببرد و از آن استفاده کند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

 زهرای من یک سال و نیم از زندگی قشنگش را به لطف و توجهات حضرت خالق پشت سرگذاشت.
یک سال و نیم تجربه این دنیایی با کلی رشد و ترقی و زیبایی.
من تازه دارم می فهمم فرشته ای به این خوبی دارم.
من تازه دارم می فهمم که دختری دارم تازه تر از برگ گل و باد بهار.
من تازه دارم می فهمم  مادرم، با همه خستگی ها و عاشقی هایش.

حالا بگو یک لحظه رهایش کن. نه یک لحظه به او نیاندیش. نه یک لحظه از جلوی چشمانت دور شود. هرگز.

عید فطر را با مامان و بابا رفتیم شمال و دیدن اقوام محمد.
هوا مساعد و راه هموار.
چند روزی بودیم و برگشتیم.
بهار(دختر عمه زهرا) هم بود، بهتر بود. مسافری دیگر هم در راه بود که تا اسفند ان شاء الله می رسد.

دریا و کوه و عظمت خلقت خدا.

اینجا هم ییلاقات رحیم آباد است:

کباب هم زدیم جای شما خالی.

این هم ساحل کلاچای:

خدای من!
خدای خوب و مهربان من!
روزهای امتحان را می گذرانیم. یاریمان کن.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

تابستان گرم امسال و ماه رمضانی دیگر.
دخترم!
این روزها هم در خوف و رجای رشد و بالندگی روزافزون توام و دعای هر شب و روزم سلامتی و کامیابی توست در این زندگی پیش رویت.
دخترم!
اگرچه نمی دانی این ماهها که گذشت (رجب المرجب، شعبان المعظم) و این ماه با برکت رمضان الکریم چیست، ولی احساس می کنم با همان فطرت پاک انسانیت، تو هم متفاوت تری، خدایی شده ای، زیباتر شده ای.
ما آدم بزرگها خیلی از خودمان و آن انسان بودنمان فاصله داریم و روزها و ایام الله را آنقدرها واقعی حس نمی کنیم ولی تو پاکی مثل یک گلبرگ گل سرخ در آغاز شکفتن.


دخترم! زهرای من!
اگرچه رشد برای تو هم به طبیعت انسان بودنت شاید گاهی دردناک باشد ولی برای آن چه مشتاقی! و من و پدرت مشتاق تر دیدن این همه تعالی و زیبایی.
گاهی دندانهایت امان همه ما را می برد خصوصا خودت را و گاهی میل به مستقل شدن در عین وابستگی و کودکیت حسابی با همه چهارچوبهایی که از یک کودک آرام در نظر دارم معارض می شود، ولی همه را دوست دارم.
گوشهایت تیز می شود از شنیدن تلاوت قرآن و اذان مسجد و تلوزیون و زود می دوی و چادر نماز گل گلیت را روی دوشت می اندازی و به هر سمت که هست ( اگرچه هر طرف رو کنیم خدا آنجاست " فثم وجه الله" ) نماز می بندی. الله اکبر می گویی. زیر لب ذکر و سجده و قنوت را هم خوب یاد داری.

ماشین سواری را دوست داری و "دید دید" برایت کلی ذوق دارد.

با زینب هم حسابی صمیمی و دوست شده ای و از سوار شدن ترک دوچرخه اش در پوست خودت نمی گنجی.
مادر مادر!

سپردم دخترم را به صاحب نامش.
یارم باش بانوی من.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرا رسیدن بهار قرآن به همه مسلمین عالم مبارک باد.
امیدوارم توفیق ترک معصیت و روزه داری و قرائت هرچه بیشتر قرآن نصیب همه ما شود.

برای قرائت قرآن به این لینک جالب سری بزنید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ توسط 

کاهش آب بدن کودک

کاهش آب بدن چیست؟ 

اگر آب بدن کودک شما کاهش یافته است این به آن معناست که مایعات بدن او کمتر از مقداری است که باید باشد و کودک به آن نیاز دارد. نوزادان و کودکان بیش از بالغین در معرض کم آبی هستند و هر گاه که دریافت مایع کمتر از میزانی باشد که از طرقی مثل استفراغ، اسهال، تب یا تعریق از دست می رود، رخ خواهد داد. کاهش آب بدن ممکن است خفیف بوده و براحتی قابل اصلاح باشد و یا متوسط و حتی شدید باشد و جان کودک را در معرض تهدید قرار دهد. 

چگونه می توانم بفهمم که کودک من دچار کاهش آب بدن شده است؟ 
 

وجود هریک از علائم زیر بیانگر آنست که بدن کودک شما کم آّب است (دچار کاهش آب بدن شده است) یا بزودی کم آب خواهد شد. 
• بیش از 6 ساعت است که پوشک را خیس نکرده است؛ 
• ادرار به رنگ زرد تیره درآمده و دارای بوی تندی است؛ 
• خواب آلودگی بیش از حد یا بی موقع؛ 
• خشکی و سرخی دهان و لب ها؛ 
• گریه بدون اشک. 

علائمی که نشان می دهند کودک بشدت دچار کم آبی شده است: 
 

• گودی چشم؛ 
• سردی دست و پا همراه با لکه های پوستی روی آنها؛ 
• گیجی و هذیان؛ 
• خواب آلودگی زیاد یا بی قراری. 

اگر علائم کاهش آب بدن ظاهر شود چه باید کرد؟ 
 

کودکان می توانند بسرعت دچار دزیدراتاسیون خطرناک شوند بنابراین اگر فکر می کنید که کودک دارای علائم کاهش آب بدن جدی است فورا او را به بخش اورژانس ببرید. ممکن است لازم باشد که فورا از طریق وریدی به او مایع تزریق شود. 
اگر شما نگران کودک هستید ولی فکر نمی کنید که دزیدراتاسیون او جدی باشد به پزشک وی تماس بگیرید. ممکن است او بخواهد کودک را معاینه کند. اگر پزشک تشخیص دهد که کودک شما دچار کم آبی خفیف شده است به شما آموزش می دهد که چگونه مایع یا محلول خاصی را به او بخورانید تا جایگزین آب و الکترولیت (املاح) از دست رفته شود. پودر یا مایع های حاوی الکترولیت در اکثر داروخانه ها وجود دارند و رایجترین آنها پودر ORS است که باید طبق دستور در مقدار مناسبی آب حل شود. ممکن است بعضی از انواع دیگر آنها را با اسامی تجاری از قبیل ReVital, Infalyte, Pedialyte در داروخانه ها بیابید که بهتر است حتما در مورد مصرف آنها با پزشک کودک یا دکتر داروساز مشورت نمائید. از نوشیدنی های مخصوص ورزشی استفاده نکنید زیرا علیرغم آنکه حاوی الکترولیت هستند، میزان قند آنها بیشتر از مایعاتی است که اختصاصا برای درمان کاهش آب بدن تهیه شده اند. به دادن شیر نیز ادامه دهید. 

چگونه می توان از کاهش آب بدن پیشگیری نمود؟ 
 

برای پیشگیری از دزیدراتاسیون باید مطمئن شوید که کودک میزان کافی مایعات دریافت کند بخصوص درروزهای گرم و زمانیکه بیمار است. به شیر دادن ادامه دهید و اگر کودک 4 ماه یا بیشتر دارد می توانید کمی آب نیز به او بدهید (درحدود 90 سی سی درروز تا وقتی که به سن خوردن جامدات برسد) . 
اگر کودک شما آب میوه می نوشد میزان آن را در روز زیاد نکنید ولی می توانید آنرا رقیق کنید بنابراین اگر نوزاد 90 تا 120 سی سی آب میوه در روز می نوشیده می توانید با رقیق کردن آن میزان مایع دریافتی را به 180 تا 240 سی سی برسانید. از خوراندن مایعات حاوی کربنات مثل نوشابه های گازدار بپرهیزید. زیرا علاوه بر تاثیر نامطلوب روی دندانها، بخاطر داشته باشید که همراه با کاهش آب بدن، الکترولیت ها نیز کاهش می یابند و برای جایگزین کردن آنها باید از مایعات مخصوص حاوی املاح ضروری استفاده کرد. 
ذیلا بعضی مواردی که کودک را درمعرض ابتلا به کاهش آب بدن قرار می دهد ذکر می شود: 
تب:. هرگاه کودک تب دارد به او مقدار زیادی آب بدهید. اگر بلع او دردناک است از پزشک بپرسید که آیا می توانید برای کاهش درد از مسکن هایی مانند استامینوفن کودکان استفاده کنید. 
دمای بیش از حد: فعالیت بیش از حد در روزهای گرم و یا قرارگرفتن در اتاقی با هوای گرم و دم کرده منجر به تعریق و از دست رفتن آب بدن می شود. 
اسهال: اگر کودک شما دارای بیماری گوارشی است و بخصوص اگر به گاستروانتریت حاد دچار شده است از طریق اسهال و استفراغ مقدار زیادی از آب بدن را از دست خواهد داد. به او آب میوه ندهید زیرا ممکن است بیماری او را تشدید کند و از مصرف داروهای ضد اسهال که بدون نسخه بفروش می رسند نیز بپرهیزید مگر آنکه پزشک آنها را تجویز کند. فقط کودک را تشویق کنید که بیش از حد معمول آب بنوشد. اگر فکر می کنید کودک ممکن است دچار کاهش آب بدن شود در مورد استفاده از مایعات حاوی الکترولیت از پزشک سوال کنید. 
استفراغ: ویروس ها و عفونت های گوارشی می توانند به استفراغ بیانجامند. اگر کودک نمی تواند مایعات را در معده نگه دارد بسرعت دزیدراته خواهد شد. سعی کنید میزان زیادی آب را در نوبت های مکرر و هر نوبت مقدار بسیار کم به او بخورانید. مثلا می توانید با هر 5 دقیقه 2 قاشق چایخوری شروع کنید. اگر او توانست این میزان آب را به مدت یک ساعت در معده نگه دارد میزان آب را دو برابر کنید و فواصل را به 15 دقیقه برسانید. مصرف مایعات حاوی الکترولیت نیز برای هیدارته کردن کودکان مبتلا به استفراغ و متعاقبا کنترل تهوع بسیار مناسب است. 
امتناع از نوشیدن: گلو درد و بیماریهایی نظیر بیماریهایی دست، پا و دهان ممکن است آنچنان دردی داشته باشد که کودک از نوشیدن امتناع ورزد. در مورد مصرف استامینوفن یا ایبوپروفن کودکان به منظور کاهش درد از پزشک خود سوال نمائید. می توانید پس از مصرف مسکن، به او آب، شیر مادر یا شیر خشک بدهید.
منبع:www.ninisite.com

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ توسط 

خواص دارویی خاکشیر
نویسنده: دکتر محمدحسین صالحی

 
نام های فارسی:خاکشیر، خاکشی
نام علمی:Descurainia sophia
نام انگلیسی: Fluxweed, Flixweed
نام عمومی: Flixweed
نام عربی: خبه
نام فرانسوی: Velar sagesse
نام آلمانی: Sophienkraut
نام مترادف: Sisymbrium sophia
نام خانواده: Brassicaceae( خردل)

گیاهشناسی:
 

گیاه خاکشی گیاهی است علفی و بوته ای که یک ساله یا دو ساله می باشد. ارتفاع آن گاهی به یک متر می رسد و اصولاً از قسمت های بالای ساقه منشعب می شود. برگ ها دارای بریدگی های زیاد بوده و گاهی نخ مانند شده است. میوه ها به صورت خورجین باریک به طول تا 3/5 سانتیمتر به صورت تقریباً عمودی بر روی انتهای ساقه قرار می گیرند. گل ها کوچک و به رنگ زرد روشن است. دانه ها بسیار ریز و به رنگ تقریباً نارنجی و یا مایل به قهوه ای و بیضی شکل هستند که در یک ردیف داخل خورجین قرار گرفته اند. دانه های خاکشی که قسمت مورد استفاده دارویی گیاه می باشند را پس از رسیدن کامل میوه و در مرداد و شهریور ماه جمع آوری می کنند. گیاه خاکشی در اکثر نقاط ایران رویش دارد. خاکشی بومی اروپا و نواحی معتدل و قاره آسیا، از جمله ایران، عراق، پاکستان، افغانستان، چین، هند و شمال آفریقا مانند مصر، مراکش و الجزیره می باشد.

تاریخچه:
 

خاکشی از قدیم به عنوان اشتهاآور، مقوی معده، ضد تب، ملین و در مشکلات سوء هاضمه مورد استفاده بوده است. همچنین در زمان باستان جهت درمان اسهال خونی مورد استفاده بوده و توسط متخصصان گیاهان دارویی به نام Sophia chirugorum به معنی « عقل جراحان» نامیده می شده است.

ترکیبات مهم:
 

مهم ترین ترکیبات دانه خاکشی شامل گلوکز اینولات ها بوده که شامل آلیل ایزوتیوسیانات، بوتنیل ایزوتیوسیانات، سیانو 3 و 4- اپی تیو بوتان، 5- متیل تیوپنتانیتریل، 3- فنیل پروپیونیتریل، 4- متیل تیوبوتیل ایزوتیوسیانات و 2- فنیل اتیل ایزوتیوسیانات می باشند. ترکیبات دیگر شامل اسیدهای چرب پالمیتیک، لینولنیک، اولئیک و استئاریک می باشند. املاح موجود در دانه شامل گوگرد، کلر، فسفر، آهن، پتاسیم، کلسیم، سدیم و منیزیم می باشند. دانه همچنین حاوی پروتئین، صمغ، موسیلاژ، چربی و ترکیبات ازت دار است.

اثرات مهم:
 

در طب عوام و سنتی از دانه های خاکشی به عنوان درمان اسهال، ادرارآور، تب بر، رفع التهاب کلیه، دفع کرم و درمان آب آوردن انساج به صورت جوشانده استفاده می شده است. از قدیم در ایران خاکشی را با آب سرد مخلوط و به عنوان ملین و خنکی مصرف می نموده اند.
مطالعات فارماکولوژیکی در مورد خاکشی چندین خاصیت آن را روشن نموده است: صمغ و موسیلاژ روی دانه خاکشی با جذب آب متورم شده و تولید ژل حجیمی می نماید که دارای خاصیت نرم کننده بوده و باعث سهولت خروج مدفوع و اثر ملین آن می شود. اصولاً ایزوتیوسیانات ها دارای خاصیت ضد میکروب بوده، به همین دلیل خاصیت ضد تب خاکشی را می توان به آنها نسبت داد. از طرفی چون هورمون تیروئید ظاهراً وابسته به تنظیم درجه حرارت بدن می باشد، ممکن است با کاهش تولید و ترشح تیروکسین، متابولیسم بازال کاهش یافته و درجه حرارت بدن متعاقب آن کاهش یابد.

طریقه و میزان مصرف:
 

-خیسانده: خاکشی را در آب سرد برای چندین ساعت بخیسانید و میل کنید.
-جوشانده: خاکشی را به مدت 10 دقیقه با آب بجوشانید و پس از سرد شدن مخلوط را میل نمایید.
-ضماد: برای رفع زخم، جراحات و رفع ورم ها، خاکشی را کوبیده و به صورت ضماد درآورید. ضماد به صورت موضعی مورد استفاده خواهد بود.
در کتاب مخزن الدویه درباره خاکشی چنین نوشته است:
خبه یا خاکشی دو نوع می باشد، یکی ریزه که رنگ آن مایل به سرخی و طعم آن اندکی مایل به تلخی است و دوم از آن بزرگتر و رنگ آن سرخ مایل به تیرگی می باشد و هر دو خودرو در صحراها و باغ ها و دامن کوه ها می رویند. دارای خاصیت مقوی معده و هاضمه بوده و جهت گرفتگی آواز و نیکویی رنگ رخسار مفید است. برای حصبه و برودت احشا و خروج خلط سینه و ریه مفید است. محرک قوای جنسی است، به خصوص اگر هر روز دو مثقال ( 10 گرم) از آن را با چهار مثقال( 20 گرم) شکر کف نمایند. ضماد آن برای زخم ها، ورم ها و نقرس سودمند است. همچنین برای سرفه مزمن و جهت شش، جگر و زخم های رحم نافع است.
از قدیم خاکشی در طب عامیانه به اشکال زیر مورد استفاده بوده است:
به عنوان ضد سم حدود 1 مثقال(پنج گرم) از دانه ها را بشویید و با آب یا گلاب به اندازه ای بجوشانید تا دانه ها شکفته گردند. سپس نیم گرم از آن را به مسموم بخورانید. در این حالت ایجاد تهوع و قی می کند. این کار باید تکرار شود تا قی متوقف گردد. برای رفع اسهال کودکان یک قاشق خاکشیر را بشویید و در ظرفی بریزید و روی حرارت کم به هم بزنید تا بو داده شود. آنگاه به آن کمی عسل بیفزایید و هر نیم ساعت یک قاشق چایخوری از آن به کودک بخورانید.
برای نیکویی رنگ رخسار هر روز دو مثقال خاکشی و چهار مثقال شکر تا 10 روز به صورت خوراکی مصرف کنید.
برای درمان زخم ها و ورم های بدن از ضماد آن استفاده می شود. ضماد آن برای تسکین دردهای نقرس مفید است. برای دفع سنگ کلیه از مخلوط خارشتر، خاکشیر و ترنجبین به صورت جوشانده، صبح ناشتا مصرف گردد.
برای چاق شدن، خاکشیر با شیر تازه مصرف شود. برای برطرف شدن جوش های صورت یک قاشق ترنجبین و دو قاشق غذاخوری خاکشیر را مخلوط کرده و هر روز صبح، ناشتا میل شود. این عمل باید دو هفته ادامه یابد.

خواص دارویی خاکشیر

نکات قابل توجه:
 

1-دانه های خاکشی باید در ظروف سربسته، دور از نور، حرارت و رطوبت نگهداری شوند.
2-گاهی دانه های گیاهان خانواده خاکشی که مشابه با آن می باشند به اشتباه توسط مردم مورد استفاده قرار می گیرند، لذا باید به رنگ، اندازه و شکل دانه ها دقت کافی نمود.
3-باید توجه داشت که شکل مصرف خاکشی در اثرات دارویی آن دخالت دارد، مثلاً خاکشی مخلوط با آب سرد دارای خاصیت ملین(ضد یبوست) و خاکشی به صورت جوشانده دارای خاصیت ضد اسهال می باشد.
در حالت اول صمغ و موسیلاژهای خاکشی در آب متورم شده و باعث رفع یبوست می شوند، در حالی که در جوشانده ترکیبات داخل خاکشی استخراج شده و خاصیت ضد اسهال را ایجاد می نمایند.
منبع:نشریه ی دنیای تغذیه، شماره 99

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز خوب نگاهت کردم. 
تماشایت کردم.
چقدر بزرگ شدی دخترم.
و چقدر متفاوت از روزهای قبل. 

چند روزی هست که احساس می‌کنم می‌توانی همدم خوبی برای تنهایی های مادرت هم باشی.
می توانی دختر و دوستم شوی.
می‌توانی همراهم باشی.

همین چند روز پیش بود که اشکهای مامان رو طاقت نیاوردی و با نگرانی سرم را بالا آوردی و اشک گوشه چشمم رو پاک کردی و به چشم های خیسم خیره شدی و لبخند زدی تا من هم بخندم. گفتی " نه ".

خدای من!
خدای خوب و مهربان من!
کمکم کن در این راه پر فراز و نشیب مادری.
 

زهرا شانزده ماهگی رو به پایان رسوند. الحمدللله
دیروز برای چکاپ پیش دکتر شیخانی رفتیم و معرکه ای راه انداخت از گریه که سابقه نداشت. 
حالا دیگه اونقدر بزرگ شدی که دیگه دوست نداشتن موقعیتی رو به قبولانی.
اگه می گی بریم یعنی تحت هر شرایطی باید بریم.
و همین خصوصیت انسانه که استقلال آفرینه. 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه فرصت خوبی بود برای رفتن به یک جای دیدنی دیگه که سرزمین پدری من هم محسوب می شه. روستایی دور افتاده ولی با صفا که روزگاری مردمانش گذاشتند و رفتند و روستای کوچک رو به ویرانی گذاشت ولی باز هم خدا انگار داره همه رو دور هم جمع می کنه. هرکس رو به بهانه ای.

 

زهرا یک دوست تازه هم به نام نسیم پیدا کرد و روز قشنگی رو در روستای ایرآباد از توابع فریمان در 75 کیلومتری مشهد با گروهی از اقوام گذراندیم.

 

البته از صبح هوا بهاری بود و آسمان هوای باریدن هم داشت و دگرگون بود تا اینکه عصر تگرگ عجیب و تقریا هراسناکی باریدن گرفت و در عرض چند دقیقه همه جا رو سفید پوش کرد. و ناگهان سیلابی بزرگ وسط روستا به راه افتاد طوری که ما ماندیم این طرف آب و دیگران آن طرف آب و را بازگشتنمان سد شد حسابی.

 

 

 

اینم رنگین کمان بعد از باران

خلاصه بعد کم شدن شدت سیل و باز شده ابرها با گذشتن از مسیرهای صعب العبور و رد شده از رودخانه بلاخره شب بود که به مشهد رسیدیم و یک روز هیجان انگیز رو پشت سر گذاشتیم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از نقاط خیلی دیدنی اطراف مشهد گلمکانِ که البته زادگاه مادربزرگم هم هست.
پر از باغ و دار و درخت و البته درخت های توت که الان فصل اونه و ما هم برای خوردن توت نوبر امسال دسته جمع منهای محمد که کار داشتند رفتیم و زهرا حسابی بازی و آب بازی کرد و البته توت هم خیلی خورد !!! ماچ
تکاندن توت خودش از جالب ترین بخشهای مراسم توت خوری است که تخصص ویژه ای هم می خواد.
خلاصه جای هم خالی. 

 

زهرا در راه رفتن در سطوح ناهموار هم مهارت پیدا کرده ولی همچنان slow motion  است و سرعت زیادی نداره و البته احتیاط زیادی هم می کنه.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

زهرا به لطف خدا وارد شانزدهمین ماه زندگی قشنگش شد در حالی که خیلی پیشرفت های قشنگی داشته. حالا تلو تلو خوران هم که شده راه می ره و خودش رو به همه جای خونه می رسونه. 
گاهی شوخی می کنه و الکی می خنده و کلی اداهای با مزه یاد گرفته و اغلبش هم اختراع خودشه.

زهرا چند روزیه که دختر دایی هم شده و حالا یک بهار خانم به عنوان اولین دختر عمه داره که هنوز ندیدیمش. 

زهرای ما عاشق آب بازیه حتی تو پارک.

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠ توسط 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

با توجه به اینکه میزان انرژی مورد نیاز روزانه این گروه سنی در حدود 1300 کیلوکالریست، برنامه غذایی ذیل به گونه ای تنظیم شده است که حداقل 60 درصد نیازهای کالریکی این کودکانبا مصرف 3 وعده ی صبحانه، میان وعده صبح و ناهار تأمین شود:

 صبحانه:

روزاول: یک برش نان سنگک یا 3 برش نان لواش - یک عدد تخم مرغ آب پز - چای شیرین

روزدوم: یک برش نان سنگک یا 3 برش نان لواش-30 گرم پنیر (به اندازه یک قوطی کبریت) - چای شیرین

روزسوم: یک برش نان سنگک یا 3 برش نان لواش -10گرم عسل یا مربا (یک قاشق غذاخوری سرصاف) - چای

روز چهارم: همانند روز اول

روز پنجم: همانند روز دوم

روز ششم: همانند روز سوم

·   هربرش نان به اندازه یک کف دست است.

 

میان وعده صبح:

یک لیوان شیر - یک عدد کیک کوچک یا سه عدد بیسکوئیت ساده (ترجیحا تهیه شده از آرد کامل گندم مثل ساقه طلاقی)

 

ناهار:

روزاول: برنج پخته (6 قاشق غذاخوری) - خورش قورمه سبزی حاوی دو تکه گوشت خورشتی (هرتکه به اندازه یک قوطی کبریت) - یک کاسه کوچک ماست - یک عدد پرتقال.

روزدوم: برنج پخته (6 قاشق غذاخوری) - 60 گرم جوجه کباب بدون استخوان - یک عدد گوجه فرنگی - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست - یک عدد سیب.

روزسوم: برنج پخته (6 قاشق غذاخوری) - 60 گرم کباب برگ - یک عدد گوجه فرنگی- 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست - دو عدد نارنگی.

روزچهارم: یک برش نان سنگک - خوراک مرغ حاوی 60 گرم مرغ (یک ران مرغ)، هویج و سیب زمینی پخته، یا خوراک گوشت قلقلی حاوی 2 عدد گوشت قلقلی (هریک به اندازه 30 گرم) و هویج و سیب زمینی پخته - یک کاسه کوچک ماست-  یک عدد موز کوچک.

روزپنجم: 6 قاشق غذاخوری عدس پلو - 60 گرم گوشت چرخ کرده- 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست - سبزی خوردن - 1 عدد پرتقال.

روزششم: 6 قاشق غذاخوری برنج پخته - خورش کدو یا بادنجان حاوی 60 گرم مرغ و یک عدد کدو یا بادنجان - یک کاسه ماست - 2 عدد نارنگی.

 

برنامه  یغذایی کودکان 4 تا6 سال:

بــا تــوجـه بـه اینکه میزان انرژی مورد نیاز روزانهی این گروه سنی در حدود 1800 کیلوکالریست، برنامه غذایی ذیل به گونه ای تنظیمشده است که حداقل 60 درصد نیازهای کالریکی این کودکان در طی 3 وعده یصبحانه، میان وعده صبح و ناهار تأمین شود:

 

صبحانه:

روزاول: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش - یک عدد تخم مرغ آب پز - 10 گرم کره  -چای شیرین

روزدوم: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش - 45 گرم پنیر - چای شیرین

روزسوم: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش - 20 گرم عسل یا مربا - 10 گرم کره - چای

روز چهارم: همانند روز اول

روز پنجم: همانند روز دوم

روز ششم: همانند روز سوم

·   هربرش نان به اندازه یک کف دست است.

 

میان وعده صبح:

یک لیوان شیر - یک عدد کیک کوچک یا سه عدد بیسکوئیت ساده (ترجیحا تهیه شده از آرد کامل گندم)  -یک عدد سیب یا پرتقال

 

ناهار:

روزاول: 10 قاشق غذاخوری برنج پخته - خورش قورمه سبزی حاوی دو تکه گوشت خورشتی (هرتکه به اندازه یک قوطی کبریت) - یک کاسه کوچک ماست - یک عدد پرتقال.

روزدوم: 10 قاشق غذاخوری برنج پخته - 60 گرم جوجه کباب بدون استخوان - یک عدد گوجه فرنگی - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست- یک عدد سیب.

روزسوم: 10 قاشق غذاخوری برنج پخته - 60 گرم کباب برگ - یک عدد گوجه فرنگی - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست - دو عدد نارنگی.

روزچهارم: یک ونیم برش نان لواش - خوراک مرغ حاوی 60 گرم مرغ (یک عدد را äمرغ) یا خوراک گوشت قلقلی حاوی 2 عدد گوشت قلقلی (هریک به اندازه 30 گرم) - یک عدد سیب زمینی و هویج پخته - یک کاسه کوچک ماست- یک عدد موز کوچک.

روزپنجم: 10 قاشق غذاخوری عدس پلو - 60 گرم گوشت چرخ شده- 5 گرم کره- یک کاسه کوچک ماست- سبزی خوردن - یک عدد پرتقال.

روزششم: 10 قاشق غذاخوری برنج پخته - خورش کدو یا بادنجان حاوی 60 گرم مرغ (یک ران مرغ) و یک عدد کدو یا بادنجان - یک کاسه ماست - دو عدد نارنگی.

 

برنامه  یغذایی کودکان 7 تا10 سال:

بـا تـوجه به این که میزان انرژی مورد نیاز روزانه این گروه سـنـی در حدود 2000 کیلوکالریست ، برنامه غذایی ذیل به گونه ای تنظیم شده که حداقل 60 درصد نیازهای کالریکی این کودکان با مصرف سه وعده یصبحانه، میان وعده صبح و ناهار تأمین شود.

 

صبحانه:

روزاول: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش - یک عدد تخم مرغ آب پز - 10 گرم کره  -چای شیرین

روزدوم: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش -45گرم پنیر - چای شیرین.

روزسوم: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش -20 گرم عسل یا مربا - 10 گرم کره - چای

روز چهارم: همانند روز اول

روز پنجم: همانند روز دوم

روز ششم: همانند روز سوم

·   هربرش نان به اندازه یک کف دستاست.

 

میان وعده صبح:

یک لیوان شیر - یک عدد کیک کوچک یا سه عدد بیسکوئیت ساده (ترجیحا تهیه شده از آرد کامل گندم) یک عدد سیب یا دو عدد نارنگی یا یک عدد موز کوچک

ناهار:

روزاول: برنج پخته (12 قاشق غذاخوری) - خورش قورمه سبزی حاوی سه تکه گوشت خورشتی (هرتکه به اندازه یک قوطی کبریت) - یک کاسه کوچک ماست - یک عدد پرتقال.

روزدوم: برنج پخته (12 قاشق غذاخوری) - 90 گرم جوجه کباب بدون استخوان - یک عدد گوجه فرنگی - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست- یک عدد سیب.

روزسوم: برنج پخته (12 قاشق غذاخوری) - 90 گرم کباب برگ - یک عدد گوجه فرنگی - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست - دو عدد نارنگی.

روزچهارم: دو برش نان سنگک یا 6 برش نان لواش - خوراک مرغ حاوی 90 گرم مرغ (نصف سینه مرغ) یا خوراک گوشت قلقلی حاوی سه عدد گوشت قلقلی (هریک به اندازه 30 گرم) - یک عدد سیب زمینی کوچک و هویج پخته - یک کاسه کوچک ماست - یک عدد موز کوچک.

روزپنجم: 12 قاشق غذاخوری عدس پلو - 90 گرم گوشت چرخ کرده - 5 گرم کره - یک کاسه کوچک ماست- سبزی خوردن - یک عدد پرتقال.

روزششم: 12 قاشق غذاخوری برنج پخته- خورش کدو یا بادنجان حاوی 90 گرم مرغ ( نصف سینه مرغ) و یک عدد کدو یا بادنجان - یک کاسه ماست - دو عدد نارنگی.

 

نکا Êقابل توجه در تغذیه کودکان:

·   در مورد کودکان 1 تا 2 ساله ای که همچنان از شیر مادر یا شیرخشک تغذیه می کنند لازم است که زمان مصرف شیر پس از وعده غذایی اصلی و قبل از صرف میوه باشد.

·   با توجه به اهمیت مصرف شیر و لبنیات در برنامه یغذایی کودکان، به مادران در مورد ارائه ی شیر در میان وعده  یعصر و قبل از خواب، و همچنین مصرف ماست در وعده شام آموزشهای لازم داده شود.

·   در تهیه یغذای کودکان از فلفل، ادویه و یا چاشنیهای تند استفاده نکنید.

·   درمورد کودکان کم سن و سال تر (12 تا 18 ماهه) مصرف غذاهای فوق در صورتی مجازست که کودک از قبل با آنها آشنا شده باشد.

·   نان  سنگک و بربری نسبت به نانهای دیگر ارجحیت دارند.

·   گوشت مصرفی کاملا لخم، (ترجیحا قسمتهای ماهیچه ای) و مرغ و ماهی بدون پوست مصرف گردد.

·   از شیر و ماست 5/2 درصد چربی جهت تغذیه کودکان استفاده شود.

 


نویسنده:  مینا مینایی 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

 از چه زمانی باید به کودک از غذای خانواده داد؟

از حوالی یکسالگی باید بطور تدریجی کودک را با انواع غذاهایی که افراد خانواده مصرف می کنند آشنا کرد. از این زمان باید کودک از شش گروه غذایی اصلی یعنی گروه نان و غذات، گروه شیر و لبنیات، گروه گوشت و تخم مرغ و حبوبات و گروه میوه ها وگروه سبزیها استفاده کند. بطور کلی از سال دوم زندگی ذائقه کودک با غذای خانواده شکل می گیرد بنابراین بهتر است از تهیه غذاهای شور و پرادویه خودداری کنید و سعی کنید از سرخ کردن غذا بویژه با حرارت زیاد و به مدت طولانی پرهیز کنید. آشنایی کودک با غذای خانواده باید تدریجی باشد بطوری که بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی نیاز به تهیه غذای مخصوص و جداگانه برای کودک نباشد.

 نکات مهم در تغذیه کودک در سال دوم

-         گنجایش معده کودک در مقایسه با افراد بزرگسال کمتر است و با مقدار کمی غذا خیلی سریع سیر می شود. از طرف دیگر کودک در حال رشد است و معمولا" دائما" در حال فعالیت و مشغول بازی است پس نیاز او به انرژی و مواد غذایی زیاد است.

-         در سال دوم زندگی هنوز شیر مادر منبع عمده تأمین انرژی و سایر مواد مغذی کودک است در نتیجه همچنان بر تغذیه با شیر مادر تأکید می شود ولی باید توجه داشت که شیر بعد از صرف وعده های غذا به کودک داده شود.

-         اگر چه کودک از غذای سفره خانوار می تواند استفاده کند ولی هنوز باید تغییراتی در غذا داد تا هضم آن آسانتر شود مثلا" گوشت خورش را نرم و له کرد یا برنج را بصورت کته آماده نمود.

-         از پایان یکسالگی می توان سفیده تخم مرغ را به صورت کاملا" پخته و سفت شده برای کودک از مقدار کم شروع کرد و بتدریج بر مقدار آن افزود تا به یک سفیده کامل برسد و سپس یکروز در میان می توان یک تخم مرغ کامل به کودک داد.

-         در این سن همچنان مصرف قطره مولتی ویتامین یا A+D و آهن باید ادامه داشته باشد.

-         نباید انتظار داشته باشید که کودکان نیز مانند بزرگسالان فقط صبحانه، ناهار و شام بخورند بلکه باید بخصوص بعد از سال اول زندگی حتی تا 5 سالگی حداقل روزانه 5 وعده غذا بخورند.

 مصرف نمک را در غذای کودک محدود کنید.

به منظور پیشگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی، عروقی توصیه می شود که در تمام دوران زندگی به ویژه دوران کودکی و نوجوانی از مقادیر بسیار کم نمک آن هم هنگام طبخ غذا استفاده شود و از افزودن نمک به غذا در سر میز یا سفره جدا" خودداری گردد.

 برنامه غذایی کودکان بالاتر از یکسال

کودکان 1 تا 5 سال همچنان دوران رشد را سپری می کنند، بنابراین نیاز به مقدار انرژی و پروتئین و سایر مواد مغذی با افزایش سن کودک بیشتر می شود. برای تأمین کلیه مواد مغذی مورد نیاز کودکان، برنامه غذایی آنان باید شامل ترکیبی از مواد مغذی مختلف از 4 گروه اصلی غذایی باشد. گروههای اصلی غذایی عبارتند از گروه نان و غلات که انرژی و مقداری پروتئین مورد نیاز کودک را تأمین می کند - گروه شیر و لبنیات که کلسیم، فسفر و پروتئین را تأمین می کند و برای رشد اسکلت و استحکام استخوانها و دندانها لازمند - گروه گوشت، حبوبات و تخم مرغ که پروتئین و سایر مواد مغذی مورد نیاز کودک را تأمین می کند و برای رشد او لازمند و گروه سبزیها و میوه ها که ویتامین ها و املاح مورد نیاز کودک را تأمین می کنند.

 در تغذیه کودکان 5-1 سال چه نکاتی را باید رعایت کرد؟

-         در تغذیه کودک از ظرف و قاشق تمیز (قاشق مرباخوری برای کوچکترها و قاشق غذاخوری برای کودکان بزرگتر) استفاده کنید.

-         قبل از غذا دادن به کودک دستها و صورت کودک را بشویید.

-         آب و مایعات را با فنجان یا لیوان تمیز به کودک بدهید.

-         در غذا دادن به کودک صبور باشید و آرام آرام به کودک غذا بدهید.

-         در صورتی که کودک تمایل به خوردن غذای خاصی ندارد هرگز او را مجبور به غذا خوردن نکنید و سعی کنید با تغییر مزه و یا نحوه طبخ آن را مجددا" به کودک بدهید و در صورتیکه باز هم علاقه ای به خوردن آن غذا نشان نداد، چند روزی از دادن آن غذا صرف نظر کرده و مجددا" به برنامه غذایی کودک اضافه کنید.

-         هنگام غذا دادن به کودک با او با آرامش و محبت صحبت کنید تا زمان غذا خوردن برای کودک خوشایند باشد و خاطره خوشی از غذا خوردن در ذهن کودک ایجاد شود.

-         مقدار غذای هر وعده کودک را با افزایش سن کودک بیشتر کنید.

-         بمقدار غذایی که کودک می خورد توجه کنید، برای هر کودک یک بشقاب جداگانه در نظر بگیرید.

-         با افزایش سن کودک برای غذا خوردن به کودک استقلال بدهید و بتدریج فقط مقدار و نحوه غذا خوردن کودک را نظارت و او را به خوردن ترغیب کنید.

-         برای غذا خوردن کودک به او جایزه ندهید بلکه برای ترغیب او به غذا خوردن از طعم غذا تعریف کنید.

-         به کودک اجازه دهید غذا خوردن را خودش تجربه کند حتی اگر مقداری غذا هنگام خوردن ریخته شود و یا دست و لباسهای خود را کثیف کند.

-         از دادن تنقلات بی ارزش قبل از غذا و بین وعده ها به کودک خودداری کنید.

 

 نویسنده:  فریبا کلاهدوز 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

به قول مامانم که بچه خوش خور تو خانواده ما نایابه. همه بد غذا و بهانه گیر بودند الا این جانب که مثل اینکه دخترم هم به خودم رفته.
البته قبول دارم  زهرا ماشاءالله بد غذا نیست ولی مامان خوبی هم داره!!!!!!!!! که حسابی حوصله می کنه و بهش میرسه.

اینم خانم خانما در مراحل مختلف صرف غذا:

ابتدا تعارف و امتناع

 

بعد اقدام عملی

اینم پوره سیب زمینی با دستورش تو وبلاگ دستپختهای من


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

 

بد غذایی در کودک نوپا  

 

علل و روشهای مقابله چرا کودک از خوردن امتناع می کند و چه باید کرد؟ امتناع کودک از خوردن ممکن است به دلایل زیر باشد: فعالیت زیاد و در نتیجه خستگی فعالیت کم و در نتیجه کمتر گرسنه شدن نخوابیدن کم بودن فاصله بین تنقلات با غذاهای اصلی اظهار نظر مبنی بر دوست نداشتن غذا توسط بزرگترها. اما در عین حال این امر ممکن است وسیله ای باشد که کودک می خواهد عدم وابستگی و استقلالش را نشان دهد. این خود بخشی از مراحل تکامل اوست.

 

والدین اگر هیجان زده باشند و به کودک فشار بیاورند سبب کندی جریان ترشح معده کودک و مانع از هضم غذای وی می شوند. بعلاوه کودک از توجه والدین لذت می برد و می آموزد که امتناع از خوردن، یکی از راه های جلب توجه آنان است. کودک معمولا غذای بخصوصی را برای مدتی دوست دارد و بعد ممکن است به غذای دیگری علاقه نشان دهد.

 

 یعنی کودک غذایی را که تا دیروز دوست داشت و می خورد، امروز از خوردنش امتناع می کند. در این مورد، والدین با تغییراتی از قبیل تغییر در درجه حرارت و یا نوع پخت، یا شکل غذا (به عنوان مثال دادن شیر گرم یا سرد، دادن تخم مرغ آب پز یا نیمرو و... ) و تعریف و تمجید از غذا می توانند آن را مورد پسند و دلخواه کودک کنند. اگر کودک باز هم از خوردن امتناع کرد، والدین باید صبور باشند و کودک را به اجبار وادار به خوردن نکنند و پس از تمام شدن غذا، بشقاب او نیز با سایر بشقاب ها برداشته شود.

 

بدین ترتیب هم کودک یاد می گیرد که زمان صرف غذا نامحدود نیست و هم باعث می شود در وعده غذایی بعد، به اندازه کافی گرسنه باشد و غذا بخورد. نتایج مطالعات نیز نشان داده است که دریافت انرژی هر کودک از یک وعده غذایی به وعده دیگر بسیار متفاوت است ولی کل انرژی دریافتی روزانه بطور قابل توجهی ثابت است.

 

 بدین معنی که معمولا کودک کمبود کالری و مواد مغذی در یک وعده را، در وعده بعد جبران می کند. لذا وظیفه والدین انتخاب و ارائه مواد غذایی مغذی و مناسب است. اگر کودک به خوردن بعضی از غذاها علاقه نشان نمی دهد چه باید کرد؟

 

 اگر کودک علاقه کافی برای خوردن بعضی از انواع غذاها را ندارد مادر باید آن غذا را به روش های مختلف درست کند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده کودک قرار گیرد و اگر باز هم از خوردن امتناع کرد می توان از جانشین های آن ماده غذایی استفاده نمود.

 

بعضی از مادران شکایت دارند که کودکشان گوشت تکه یا تخم مرغ نمی خورد و یا شیر کم می خورد و یا شیرینی زیاد طلب می کند. در زیر چند پیشنهاد برای راهنمایی این مادران اورده شده است. برای کودکانی که گوشت تکه ای نمی خورند: بهتر است گوشت را به قطعات بسیار کوچک و ریز تقسیم کنید که به خوبی پخته شود مثلا به صورت حلیم گندم درآید. قطعات بسیار ریز گوشت را مخلوط با حبوبات کاملا بپزید و نرم کنید. همراه با یک قاشق غذا خوری روغن زیتون و یک قاشق مرباخوری آب لیمو ترش یا آب نارنج تازه به کودک بدهید.

 

 گوشت چرخ کرده را به صورت کوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه فرنگی بجای سس روی ماکارونی بریزید یا کتلت (مخلوط کوشت و سیب زمینی و تخم مرغ) به شکل های کوچک و زیبا تهیه کنید و یا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیا پلو) بپزید. از گوشت مرغ یا ماهی استفاده کنید. اگر کودک هیچیک از انواع گوشت را نمی خورد از جانشین های آن استفاده کنید؛ مثل زرده تخم مرغ، سفیده تخم مرغ، عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته شده، بادام زمینی بدون پوست، شیر و ماست.

 

 برنج را در آب گوشت یا مرغی که می پزید بریزید و به صورت کته نرم، با انواع سبزی ها یا عدس ، به او بدهید. کودکانی که اصلا گوشت نمی خورند باید از نظر دریافت آهن مورد توجه باشند. برای کودکانی که تخم مرغ سفت شده را نمی خورند: تخم مرغ سفت شده را با کمی کره یا شیر نرم کنید.

 

 زرده و سفیده تخم مرغ را بزنید و داخل سوپ بریزید و بگذارید چند جوش بزند. زرده و سفیده تخم مرغ را با کمی شیر (2 قاشق غذاخوری) مخلوط کرده و در روغن بپزید (خاگینه) سیب زمینی پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده کنید و به آن کمی کره یا روغن زیتون بزنید (تقریبا مثل سالاد الویه ولی بدون سس مایونز) یا به آن ماست و روغن زیتون یا کمی شیر اضافه کنید.

 

 تخم مرغ را بزنید و با نصف استکان ماست در ته قابلمه ای که برای او کته درست می کنید بریزید (مثل ته چین) ماکارونی را بپزید، آب کش کنید، یک تخم مرغ را بزنید و با یک استکان شیر مخلوط کنید، کمی پنیر در آن رنده کنید و با ماکارونی دم کنید. تخم مرغ را بزنید و با کمی خامه و آب لیمو به سوپ او اضافه کنید و بگذارید بپزد (از مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز پرهیز کنید).

 

 برای کودکانی که شیر مادر یا هیچ شیر دیگری را نمی خورند: ماست را جانشین شیر کنید و دوغ و ماست را در وعده های غذایی کودک بگنجانید. در بعضی از غذاها از شیر استفاده کنید. مثلا آرد و کره و شیر را به سوپ اضافه کنید. ماکارونی و شیر و پنیر درست کنید. به کودک شیر برنج و فرنی بدهید.

 

با شیر و کره و پنیر و کمی آرد، سس درست کنید و روی ماکارونی یا روی سبزی های پخته شده بریزید. برای کودکانی که سبزی یا میوه نمی خورند: کودکان ممکن است در این سن یک نوع میوه یا سبزی را نخورند و نوع دیگر را بهتر بپذیرند. هر کدام را که بهتر می خورند بیشتر بدهید. اما گهگاه سبزی ها یا میوه هایی را که نمی خورند باز امتحان نموده و پیشنهاد کنید.

 

سبزی هایی مثل کرفس و هویج را بپزید (نه خیلی زیاد که له شود بلکه کمی ترد باشد) و بگذارید کودک آن را با دست بردارد و بخورد. سبزی ها را ریز کرده و در سوپ او بریزید. کمی ماست چکیده بر روی سبزی های پخته بریزید یا سبزی را با نان و پنیر به او بدهید.

 

 اگر میوه نمی خورد، آن را رنده کرده یا به تکه های کوچک تقسیم کنید و با کمی خامه یا ژله به او بدهید (مثل سالاد میوه)؛ یا در تهیه ژله به جای آب، آب میوه بریزید؛ یا ژله درست کنید و تکه های بسیار کوچک میوه را به ژله اضافه نمائید (فراموش نکنید میوه و سبزی ها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفونی نمائید).

 

 برای کودکانی که شیرینی زیاد می خورند: چون عادت به خوردن مواد شیرین از کودکی ایجاد می شود، لذا برای پیشگیری از ایجاد این عادت باید: خرید شیرینی و درست کردن غذاهای شیرین را کاهش دهید.

 

در غذاهای شیرینی که استفاده می کنید، شکر کمتری استفاده نمائید. مواد شیرین مثل بستنی و شکلات را به عنوان جایزه به کودک ندهید بلکه مقدار کمی از آن را جزو برنامه غذاییش بگذارید. از عکس برگردان یا برچسب های رنگی بعنوان جایزه استفاده کنید. مراقب دندان های کودک نیز باشید و بعد از مصرف مواد شیرین حتما دندان های او را مسواک بزنید.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

بهار آمد.
زمستان برای بچه داری هم خوبه هم بد ولی بهار همه اش خوبی و خوبیه.
وقتی هوا گرمترک میشه و لباسهای بچه ها سبک تر، تازه می بینی چقدر گلت رشد کرده و بزرگ شده. تا زمستون و سرما هست انگار رشدش دیده نمیشه.
گل باغ زندگی هم مثل طبیعت تو بهار تند و تند رشد میکنه و میشکفه. 
زهرا چند قدم راه میره و برای جلب توجه هم شده بعضی وقت ها خودش رو پا می ایسته و دست میزنه. 

زهرا 13 ماهه شد.

حالا از خودش اراده برای مخالفت و حتی اعمال خشونت حساب شده پیدا کرده. حالتی که خاص دوران یک سالگی  و ازش به استقلال طلبگی یاد میکنند. خود محور کوچولوی ما البته دختر خیلی مهربونیه. 

این روزهای بهاری پارک می رود.

سرسره سوار می شود.

و برای تفریح و تنوع با نی شیر پاستوریزه هم میخورد.

زهرای ما بزرگتر شده است. باید باور کنیم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

کمی دیر ولی بالاخره فرصت شد و پای کامپیوتر نشستم برای آماده کردن عکسهای نوروزیمان.
زهرا امسال با ما در سرزمین پدری اش سال 90 را آغاز کرد و همه خوشحال و شاد از حضور این عضو جدید خانواده. (البته نا گفته نماند یک دختر عمه هم تو راهه که تا چند روزه دیگه از سفر میرسه و به جمع خانواده می پیونده.)

زهرا در هواپیما!!!!
دخترمامان موقع نشستن هواپیما گوشش گرفته بود و حسابی گریه کرد. فقط مونده بود خلبان بغل بگیردش و آرومش کنه. بعد از پرواز هرکس ما رو میدی میگفت " اون بچه ای که گریه میکرد این بود؟!" 

 

زهرای سرما خورده و کلافه حوصله هفت سین و این مراسمات رو نداشت. یک عکس درست حساب هم نداریم ازش با هفت سین و دید و باز دیدها.

 

 

زهرا در کنار پامچال ها و سیکاسهای حیاط خونه مامان بزرگ.

 

 

اگرچه تمام سفر سرماخورده بود و بی حوصله ولی تو چهار دست و پا رفتن حرفه ای شد.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط 

سلام

بچه های عصر ارتباطات:

زهرا: خب یک زنگ بزنم به دوستم احوالشو بپرسم . . .
آها اول گوشی رو بردارم و شماره بگیرم

 زهرا: بی زحمت برید بیرون میخوام تنها صحبت کنم. مرسی

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

جملات بی نظیر از بزرگان

ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد! 

 

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. ((نارسیس)) 

 

مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد. "جورج برنارد شاو" 

 

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند. 

(مونتسکیو) 

 

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.* 

انیشتین 

 

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی...... 

نلسون ماندلا 

 

یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را 

مثل : بابا، مامان، پدربزرگ.... 

 

مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند. 

"آلبرت انیشتین" 

 

روان‌نژندها توی آسمان، قصرها می‌سازند. روان‌پریش‌ها توی آن‌ها زندگی می‌کنند. روان‌پزشک‌ها می‌روند اجاره‌ها را می‌گیرند. 

 

جملۀ «نگران نباش، درست‌اش می‌کنیم.»، از مقدس‌ترین عباراتِ دنیاست. فکر می‌کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می‌شنوند، جزء آدم‌های خوش‌شانس دنیا به حساب می‌آیند. «نگران نباش، درست‌اش می‌کنیم.» 

 

خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه‌ای ایستاده‌اید تا 

خود را وزن کنید، در حالی که شکم‌تان را تو داده‌اید. 

چارلز استیون هامبی 

 

بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست. با این تصمیم می‌گذارید که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد. / الیزابت استون 

 

می‌شود از امشب قانون تازه‌ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش‌تر از نیاز، مهربان‌ باشیم.جی.‌ام. بری 

 

شاید چشم‌های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک‌های‌مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف‌تری ببینیم. / الکس تان 

 

دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند 

انتوان چخوف 

 

بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست . 

آلبر کامو 

 

جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هر کسی بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. 

پروفسور حسابی 

 

هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است 

"ویل دورانت" 

 

مردم دو دسته‌اند، یا گول می‌خورند یا گلوله... 

از دفتر خاطرات یک دیکتاتور 

 

هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ 

 

من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان 

افلاطون 

 

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

اینم عکسای این روزای زهرا کوچولو

 

ای بابا میخوام بی روسری نماز بخونم!!!!!

 

بدو بیا بغلم ! بغل


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها

این روزهای آخر سال به خودم بیشتر می اندیشم. به همسرم به فرزندم به زندگیم. به مادرم به پدرم به همه و همه.
کمی سخت به نظر میرسد ولی گاهی میشود که به فکر خیلی ها هستم. دوستانمٰ همکلاسی های مدرسه و دانشگاه. همسایه های قدیمی و کودکی ام.

زمستان که به آخر نزدیک میشود دلت دیگر بهار میخواهد و شکفتن. شکفتن خودت در خودت. شکفتن ایده های نو در فکرت. شکفتن نوگلت در زندگیت.
چه بهارهای قشنگی را در زندگی تجربه کرده ای و حالا منتظر بهاری دیگری.
بهار گیلان، بهشت زمین بود و آسمان.
آخرینش را خوب یادم هست. تجربه زندگی مشترک زیر سقف مهر و محبت و آن همه منظره و خاطره و زیبایی.

بهاری که زهرا مهمان خانه ما شده بود. چه سخت و چه زیبا.

و بهار امسال زندگیمان ٧ ساله و گل باغ زندگیمان یکساله شده. شیرین شده. دلنشین شده. اصلا عدد ٧ عدد جالبیه و نشان تکامل و رسیدن داره و زندگی ما هم به همان پختگی و رسیدگیش دارد روز به روز می‌رسد.

باد بهار با تن آدمی همان می‌کند که با شاخ و برگ و خشک درختان. از هر جایی بنا به استعداد ان درخت جوانه میرد و نوید سر سبزی و زنده شدن می‌دهد. اگر ریشه در آب داری که خودت را در مسیر نسیم های زندگی قرار بده تا شکفتن را نظاره کنی. شکفتن خودت را، دلت را، ایمانت را.
اینها حرف من نیست ببین که می‌گوید.

 

خدای من، خدای بهارها و فصلها!
فصل تازه ای برایمان رقم بزن در بندگی و اطاعتت. در زندگی و کمالمان. در عشق روزافزونمان. در به انجام رساندن رسالتمان.
آمین

 

اینجا تازه از خواب بیدار شده اند ها. ماچ

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

زهرا یکساله شد و من بیشتر و بیشتر به کارنامه سالی که گذشت فکر میکنم.
سالی که همه چیز تغییر کرد و تفاوتش با همیشه سالهای زندگی ام مثل نقاط بحرانی نمودار سیر زندگانی بود.
گاهی سالهای زندگی آدم خیلی تفاوتی با هم ندارند. مثلا سالها دانش آموزی و هر سال درس و مشق و بازی و خب کمی شاید بالا و پایین ولی سال اخر پیش دانشگاهی نقطه تغییر.
چندین سال دانشجویی و بعد نقطه عطفی دیگر فارغ التحصیلی، ازدواج، عاشق شدن، زندگی مشترک و . . . .
سال پیش هم برای من از همان سالهای متفاوت بود.
مادر شدم با همه گرفتاری هایش.

کارنامه ام را که مرور میکنم نمره هایم بدک نیست. خودم این را میگویم. ان شاءالله در نظر خدا هم نمره قبولی گرفته باشم. اگرچه نچندان درخشان.

تجربه هایی کردم که تلخ و شیرین و با بیم و امید زیبا بود. 
روزهای تازه ای در راه است. زهرا نیازهای جدیدی دارد و من باید صبور تر و خلاق تر شوم. باید بشوم. این جبری است که می توان شانه خالی کرد ولی عواقبی دارد که ترس بر دل آدم می اندازد. 

برنامه های زیادی دارم که در سال جدید باید برایشان کاری بکنم و با این همه کمبود وقت ان شاء الله با یاری خدا بشوند.

مطالعات جدید، آشپزی و هنر در خانه یا شاید دکترا. نمی دانم.

خدایا کمکم کن.

آنچه از همه مهمتر است خودسازی برای انسان بهتری شدن است که همیشه برنامه ام بوده ولی چندان موفق نبوده ام.

دوستانی که همیشه یارم بوده اند و کمکم کرده اند و از حرفها و کارهایشان خیلی چیزها یاد گرفته ام.

نازنین عزیزم دوست خوب و مهربان من.
یا ملیکا که تازه باهم آشنا شده ایم و . . .  


نوشته شده در تاريخ شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

زهرا یکساله شد. قلب ماچ قلب ماچ

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ توسط 

سلام

از این به بعد قصد دارم کمی از پخت و پز تو وبلاگ دستپختهای من بنویسم.

http://mycooking.persianblog.ir/

اگه تو اینکار کمکم کنید خوشحال میشم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام آخر ماه صفر روزهای خوبی برای زیارت امام رضا علیه السلام است. روزهای پایانی دو ماه که بیشتر به یاد ائمه بودیم و کوله بار زندگیمان را مثل ماه رمضان های هر سال پر کردیم از ارادت و امید به عنایت آنها.
ما هم میزبان زائران امام رضا علیه السلام در این روزها بودیم. بابا بهروز (پدر شوهرم) و عمه کوچیکه ( مولود عزیز). اگرچه مدت زیادی پیش ما نموندند ولی خیلی خوش گذشت هم به ما و هم فکر کنم به اونها که بعد از مدت ها زهرا رو می دیدند. قلب

خیلی دوست داشتیم همه دور هم می بودیم ولی مامان طوبی (مادر شوهرم) نتونسته بودند باهاشون بیان و خب البته مدام با هم تلفنی در تماس بودیم. دلها یک جا بود.

از خرید و زیارت و مهمونی دادن و مهمونی رفتن و غذا پختن و کیک درست کردن برا عصرونه.
خدا رو شکر.

هوا هم حسابی سرد شده بود و مهمون های ما از گیلان بارون و برف رو هم با خودشون آوردند و بعد از مدتی چشممون کمی برف و بارون دید.

ماه صفر تموم شد و دهه فجر و  سالگرد ازدواجمون در 7 سال پیش. 
حالا من و محمد وارد هشتمین سال از زندگی مشترک شیرینمان میشویم. با دخترمان زهرا. لبخند

خدایا به هرچه زیبایی در این عالم برای ما انسانها خلق کرده ای قسمت می دهم زندگیم را در میسر خودت و رسیدن به خودت قرار ده و از شر شیطان در امانمان دار.
آمین یا رب العالمین. 

 

زهرا و بابا بهروز

زهرا سوار بر تابی که از عمه جون هدیه گرفته
کلی ذوق کرده بچه ام ماچ 

مافین سیب و موز
محصول مشترک مامان و عمه جون
دستورش رو تو وبلاگ دستپخت های من ببینید 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

1-      درصورتی که کودک مایل است با دست غذا بخورد نباید ممانعت نمود.

2-      استفاده از قاشق برای کودک نوپا ضرورت دارد ولی ممکن است نیاز به کمک داشته باشد.

3-      کودک نوپا نیاز به مکان نسبتا خلوت برای خوردن غذا دارد چون تمرکز کوتاه مدت دارد، یعنی صدای بلند رادیو، تلویزیون یا رفت و آمد خواهر، برادر یا مشاجره می تواند توجه او را از خوردن غذا منحرف کند.

4-      دادن استراحت قبل از خوردن غذا و زمان ثابت مصرف غذا برای این کودکان اهمیت خاصی دارد.

5-      اجرای برنامه ی ثابت سبب آرامش کودک می شود یعنی بشقاب و قاشق همیشگی، مکان ثابت و حتی نحوه ی آماده کردن او برای غذا

6-      اشتهای کودک همانند خلق و خوی او نوسان دارد. بهتراست روزی که غذای کم می خورد اصرار نشود که حتما غذایش را بطور کامل استفاده کند.

7-      قدرت تقلید کودک در این سن æ سال زیاد است و رفتارهای اعضای خانواده را تقلید می کند لذا نباید رفتار نامناسب در هنگام خوردن غذا صورت گیرد.

8-      کودک غذای گرم را دوست دارد، البته نباید غذا داغ یا سرد باشد

9-      کودک غالبا با غذا بازی می کند ریخت و پاش کرده و آداب غذا خوردن را رعایت نمی کند.

10-کودک نوپا فقط 5 تا 10 دقیقه حالت نشستنی را تحمل می کند و قبل از اتمام غذا، سفره را ترک کرده و مجددا برگشته و به مادر خواهد گفت(من گرسنه ام)

11- رنگ و ظاهر غذا توجه آنها را جلب کرده و لذا غذا را دستکاری خواهند کرد.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد.

1.کجا رفت؟


یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

2.وسایل آشپزخانه:


ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب می‌باشد. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

3. می‌توانم صدا را بشنوم:


راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.

4.بازی آبی:


زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می‌توان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می‌برد.

5.مامان خوابه!


نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد می‌توانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند. دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود 6 ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

6.بازی با برگها:


با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.

7.بازی غلتکی:


کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

8.نقاشی:


این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک 8 تا 12 ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می‌توانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت دار باشد.

9.بافتهای متفاوت:


چندین موضوع بافت دار را به کودک 10 تا 12 ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟

10.بازی با رنگها:


برای کودک 10 تا 12 ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد. مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی به او کمک می‌کنید که کم کم با رنگها آشنا شود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

دهه روضه های مامانم هم تمام شد و چه زود گذشت. فرصت غنیمتی از ماه صفر که نمی‌دانم چرا همیشه با اتفاقات به یاد ماندنی چه تلخ یا شیرین همراه بوده است.
به دنیا اومدن زود هنگام اولین کوچولومون سال ٨۵ آخرین روز همین روضه ها بود. زایمان خواهرم و پیوستن زینب به جمع خانواده مان سال ٨۶ تو روضه‌های مامانم بود. پارسال هم که من استراحت مطلق بودم و با وجود همسایه بودن با مامانم نتونستم تو روضه ها شرکت کنم و امسال با زهرام اونجا بودم.

 

حالا زهرا و زینب بزرگ شدند، مثل دوتا دوست خوب.

 

 

روضه ها تموم شد و رفت تا سال دیگه که چی می‌خواد بشه.
خدایا به اباعبدالله و فرزندان و اصحابش قسمت میدم کمکمون کن در راه بندگیت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

 

اولین کاپ کیک من بعد از مدتها

بالاخره با وجود زهرا و عدم دستیابی وقت آزاد مناسب برای کارهای فوق العاده!!!!! امشب دلمو به دریا زدم و کمی هم برای خودم و عشق خودم بودم .از خود راضی . . اشتباه نشه‌ها منظورم پخت و پزه.

خیلی آسون و فوری ولی خب با بچه ١١ ماهه چهاردست و پایی کمی مشکل.چشمک
طرز تهیه اش رو میذارم واسه دوستانی که از من فرصت بیشتری دارند، درست کنند و لذتشو ببرند.لبخند

مافین دارچینی با سیب

مواد لازم:

سیب متوسط ................ ٢ عدد
آرد سفید ...................... ٣ پیمانه
شکر............................ ٢ پیمانه
دارچین ........................ ٢ ق چ
نمک............................ نصف ق چ
وانیل ........................... نصف ق چ
بیکینگ پودر ................. نصف ق چ
تخم مرغ  ..................... ٢ عدد
روغن مایع .................... نصف پیمانه

طرز تهیه:

اول - آرد، دارچین، بیکینگ پودر و نمک رو با هم مخلوط کرده و الک می‌کنیم.
دوم - در ظرف مناسب تخم مرغها رو خوب با همزن زده و بعد شکر و وانیل و روغن رو اضافه کرده و میزنیم.
سوم - سیب ها رو پوست گرفته و به قطعات دلخواه ریز می‌کنیم و با تخم مرغها مخلوط می‌کنیم.
چهارم - آرد و مواد خشکی که قبلا  الک کردیم رو آرام آرام به تخم مرغها اضافه کرده و با همزن دستی به آرامی مخلوط میکنیم.
پنجم - فر را گرم کرده در ١٨٠ درجه سیلیسیوس و قالبهای کاپ کیک رو چرب کرده و کاغد می‌گذاریم و مواد را داخل هر کدام می ریزیم و داخل فر به مدت ٣٠ دقیقه قرار می‌دهیم.
وقتی خوب پف کرد و با ته چوب کبریت امتحان کردید که مغز پخت شده تمومه.

نکات خودم:
١ - فر من برقیه زمان کمتری می‌بره ولی برای مغز پخت شدن دما رو باید کمتر کرد. مثلا ١۶٠ درجه سیلیسیوس کافیه.
٢ - اگه قالب کاپ کیک هم نداشتید اشکالی نداره با کاسه های ماست خوری پیرکس یا فنجون پیرکس هم میشه.
٣ - مواد بهتره ٣ چهارم قالب رو بگیره  و قالب پر نشه.
۴ - سینی رو طبقه پایین فر میذارم تا روی مافین‌ها قبل از پخت کامل نسوزه. بعد خواستید چند دقیقه فقط حرارت از بالا رو روشن کنید تا روی اونها هم قهوه‌ای شه.

همین.خوشمزه

آقای همسر که خیلی تعریف کردند. نمیدونم تعارف بود یا جدی ؟؟ نیشخند
زهرا هم خیلی گریه کردند که جدی بود و تعارف هم نداشتند.
هرچی کفگیر ملاقه و ابزار آلات آشپزخانه بی خطر داشتم ریخته بودم جلوی زهرا ولی افاقه نکرد و مدام بغلم بود.کلافه
به هرحال نوش جان.
من گذاشتم واسه صبحانه با شیر بخوریم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اربعین شهادت سیدالشهدا


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

حالا دیگه میشه گفت وارد آخرین ماه اولین سال زندگی قشنگ دخترم شدیم.

با دنیا دنیا خاطره. چه تلخ و چه شیرین که این هم جزء خواص زندگیه.

زهرا شیرین شده و ما به او وابسته تر.قلب

خستگی هست. سختی هست. بی حوصله گی و ناامیدی گاهی هست. 

ولی زیبایی ها بیشترند از آنی که فکرش را هم بتوان کرد.چشمک

یادم هست روزگاری که عاشق شده بودم. فکر می کردم دیگر آن حس را تجربه نکنم. ولی انگار بارها و بارها در زندگیمان تکرار شد.

حالا محمد را بیشتر و بیشتر دوست دارم و زهرا را و زندگی ام را و آسمان را و تنفس را.

زهرا چهار دست و پا کم کم راه افتاده و  همچنان از سر و کول ما بالا می رود.خوشمزه

غدا بد میخوره ولی همون رو هم دلش می خواد مستقلا بخوره. چند دونه برنج و کمی زرده تخم مرغ. البته آش و سوب چند قاشقی میل می فرمایند که مثل همیشه نیست.

دندون های موش موشکش واضح دیده میشه و خودش هم به حضور این مرواریدهای زیبا پی برده و هرچی دم دستش پیدا میکنه تق تق میزنه به دندوناش و از صداش لذت میبره. 

مامان و بابا میگه زینب و پدرجون رو هم میشناسه. الحمدلله

حالا به پایان سال اول زندگیش نزدیک میشه. 

خدای من، خدای خوب و مهربان من، ای آنکه همه هستی من از آن توست خودم و همسرم و دخترم را به تو می سپارم، محبوبم.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

انگور خشک شده که همه به نام کشمش می شناسند، قرن ها پیش به وجود آمده است. کشمش در ایران و مصر در 2000 سال قبل از میلاد، تولید شده بود. همین کشمش دارای خواص متعددی است که در این بخش از مجله پزشکی امروز می خوانید:

- کشمش، میوه خشک مغذی است و مانند دیگر خشکبارها در تمام سال یافت می شود. یک غذای پر انرژی، کم چرب و کم سدیم می باشد. بنابراین برای افرادی که رژیم های کم سدیم را باید رعایت کنند، خوردن کشمش بسیار مفید می باشد.

- کشمش دارای خاصیت آنتی اکسیدانی می باشد و از تخریب سلولی جلوگیری می کند.

- کشمش برای سلامت استخوان ها و جلوگیری از پوکی استخوان نقش مهمی را بر عهده دارد، به همین دلیل مصرف آن برای زنان قبل از یائسگی بسیار مفید است.

- کشمش منبعی خوب برای ویتامین D و هورمون استروژن می باشد.

- کشمش باوجودی که شیرین و چسبناک می باشد، بر دندان اثر مخربی ندارد و باعث خرابی دندان نمی شود، حتی می توان گفت این میوه خشک از فساد دندان جلوگیری می کند. کشمش برای سلامت دندان و لثه بسیار مفید می باشد.

- کشمش منبع خوب ویتامین ها و عناصر مغذی بدن می باشد. عناصر و ویتامین هایی همچون آهن، پتاسیم، کلسیم و ویتامین B در آن موجود است.

- کشمش محتوی مقدار زیادی آهن می باشد. 600 گرم کشمش، 90 درصد آهن مورد نیاز روزانه بدن را تأمین می کند. 100 گرم کشمش در حدود 88/1 میلی گرم آهن دارد، در حالیکه 100 گرم گوشت گاو بین 4-2 میلی گرم آهن دارد.

- کشمش، منبع خوب فیبر، آنتی اکسیدان و همچنین منبع خوب انرژی می باشد.

- فیبر موجود در کشکش باعث جلوگیری از سرطان کولون، کمک در جلوگیری از رشد غیر معمول سلول ها، بیماری ها و همچنین کنترل قند خون را می شود.

- کشمش را به گوشت اضافه کنید تا مقدار چربی غذا را کم کند و مقدار فیبر و آهن را افزایش و مقدار سدیم را کاهش دهد.

- آنتی اکسیدان از پیری و بیماری های حاصله از آن می کاهد.

- کشمش از سرطان جلوگیری می کند.

- کشمش میزان LDL یا کلسترول بد را در خون کم می کند و باعث کاهش بیماری قلبی می گردد.

- اگر به مدت 4 هفته هر روز کشمش مصرف کنید، آنتی اکسیدان در خون افزایش و کلسترول بد(LDL) کاهش می یابد.

- کشمش موجب کاهش استرس می گردد.

- این میوه خشک باعث عملکرد صحیح رگ های بدن می شود.

- کشمش برای درمان بی نظمی معده و یبوست مصرف می شود. برای جلوگیری از این ناخوشی ها می توانید، 6-5 عدد کشمش را خیس کنید و بعد از چند ساعت، آب آن را بنوشید.

- تحقیقات نشان داده است که ورزشکارانی که قبل و در حین ورزش، حدود یک فنجان کشمش مصرف می کنند، بهتر از بقیه سلول های بدنشان را از آسیب حفظ می کنند.

- کشمش به علت داشتن قند فروکتوز، دارای خاصیت مصرف سریع انرژی و کاهش وزن نیز می باشد.

- کشمش مانند هویج، برای سلامتی چشم نیز خوب است.

- کشمش باعث تقویت اعصاب می شود.

- کشمش، سستی و رخوت را از بدن دور می کند.

- با خوردن کشمش، غضب را از خود دور کنید.

- کشمش موجب از بین رفتن آب اضافی بدن می گردد.

- کشمش، دهان را خوشبو می کند.

- کشمش، اسپاسم یا گرفتگی عضلانی را کم می کند.

پس از همین حالا، کشمش را به ماست یا سالاد خود اضافه کنید و از خوردن آن لذت برید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین برف امسال از حدود ساعت هفت صبح امروز بالاخره باریدن گرفت.
کم کم ولی زیبا.


همین پارسال زمانی که زهرا هنوز مهمان خانه ما نشده بود اولین برف 88 مقارن شد با شبی که فهمیدم مسافرم یک دختر کوچولوی نازنینه
شب خاطراتی شد و مهمان ما برای خودش اسم و رسمی پیدا کرد.
از اون شب به بعد حس میکردم مادر یک دخترم که مسئولیت بزرگ پرورش یک دختر رو به عهده داره و آدم مهمی شده.
باید حالا مواظب رفتار و کردار و سکناتش باشه چون الگوی مستقیم فردای دخترم هستم.
مادری آگاه و متدین و با نشاط. در این وانفسای جامعه امروزم. و برای گذراندن دخترم از طوفان های بلای امروز به سلامت نیازمند قوای قویی هستم که باید در درونم پرورش بدهم. 

مادر بودن به خودی خود مسئولیت برزگ و مهمیه و چه برسه به مامان یک دختر بودن چون اون هم برا خودش یه روز مادری دیگر میشه.
تعجب میکنم از خانمهایی که علی رغم مادر بودن هیچ دقتی در رفتار خودشون ندارند و خب نتیجه اش هم این جوانان ناهنجار امروز است که دختر و پسر گرفتار انواع مشکلات روانی و اجتماعی و اعتقادیند.

رفتارم با خودم، رفتارم با همسر و نزدیکانم، رفتارم با جامعه ام و رابطه ام با خدای خودم.
مادرهایی هستند که فقط نقش یک پرستار رو بازی میکنند. خوب میخورانند و می پوشانند و گاهی آداب معاشرتهای کلیشه ای از قبیل "سلام کن مامان" و . . .  رو یه فرزندشون می آموزند و غافل از اینکه اون طفل بی گناه نیازمند آموزشهای وسیعی در همه زمینه ها خصوصا رابطه اش با خداست.

کسی که احساس تعهد به خالقش و اطاعت از اون در وجودش شکل نگرفته باشه هرگز در برابر خلق خدا متعهد نخواهد بود.
در برابر همسر و فرزندان آینده اش، در برابر پدر و مادرش، در برابر همسایه و همکارش، در برابر دوست و فامیلش، در برابر جامعه و مملکتش و . . .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره بعد از مدت ها انتظار مرواریدهای دهان دخترم نمایان شد و کلی باعث خوشحالی مامان و بابا شد.ماچ
اگرچه طبق گفته ها خودم هم 11 ماهگی دندون درآورده ودم و همه هم اندر مزایای دیرتر دندان دراوردن گفته اند ولی نمی دونم چرا عجله داشتم.
البته زهرا ماه هاست که طفلکی درگیر آب دهان و خارش لثه و اسهال و تبهای دوره ایه ولی الحمدللله که تا اینجا به خیر گذشته.
یک هفته ای هم فرشته مامان سرماخوردگی داشت و چند روزی هم تب و بعدشم بیرون ریختن تنش. حالا هم خودم با یک سرماخوردن اساسی.
دیروز که سوپش رو میدادم برای اولین بار صدای تق تق قشنگی رو از برخورد قاشق با دندون های قشنگ و شیری رنگش شنیدم و از ذوق کلی بوسیدمش (البته با وجود سرماخوردگی خودم مثلا رعایت هم کردما).قلب
زیاد به آش دندونی و این جور کارا اعتقادی ندارم ولی صدقه و خیرات به شکرانه این نعمت بزرگ چرا.
بعدشم یک کیک خرمایی خوشمزه درست کردم که عصرونه با بابایی و زهرا میل فرمودیم و لذتش رو بردیم (جای همه خالی)

دیگه دوران بی دندونی زهرا تمام شد و اگر خدا بخواد همیشه دیگه دندونای قشنگ و سالم داشته باشه و غذاهای خوب و پاکیزه باهاشون بخوره و خدا رو شکر کنه.
ان شاءالله

به همه هم خبر دادم و کلی ذوق کردند اهل و فامیل.
زهرا 10 ماه و 10 روزه بود که دندون دار شد.

10 دی 1389.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ توسط 

 

خنده نوزاد و لذت مغزی مادر

محققان آمریکایی دریافتند که "خنده نوزاد" همانند یک "ماده نشاط آور طبیعی" در مغز مادر یک "اثر لذت" برجای می گذارد.

محققان بیمارستان کودکان تکزاس و نورولوژیستهای کالج پزشکی بیلر در هاستون کشف کردند که "خنده نوزاد" در مغز مادر می تواند همانند نوعی ماده نشاط آور طبیعی یک اثر لذت داشته باشد.

این دانشمندان که نتایج یافته های خود را در مجله Pediatrics منتشر کرده اند توضیح دادند که "خنده نوزاد" همانند زمانی که فرد غذای مورد علاقه خود را می خورد فضاهایی از مغز مادر را که مسئول خشنودی و لذت هستند فعال می کند.

نورولوژیستهای آمریکایی با کمک روزنانس مغناطیسی مغز 28 مادر دارای نوزاد را مورد بررسی قرار دادند. در این آزمایش به مادران داوطلب عکس نوزادانشان که بین 5 تا 10 ماه داشتند در حالی که می خندیدند نشان داده شد.


منبع : salamatnews.com

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

پاییز 89 بدون باران و برف به پایان رسید و فصل برگ ریز جای خودش رو به زمستانی داد که تمام آرزویمان و نقل جمعمان باران و برف نیامده است.

از امشب اندکی زمستانی شده هوای خشک و البته کمی آلوده و غبار آلود شهر.

گاهی صبح ها اولین کاری که میکنم نگاه کردن به آسمان از پشت پنجره آشپزخانه است و نظاره سلسله جبال هزار مسجد از دور دسته ولی چند روزی هست که غباری غلیظ روی شهر را گرفته.
زهرا سرما خورده و در حالی 10 ماهه میشود که دو شب تب داشت و ان شاالله فردا ببرمش دکتر.

روزهای زیبایی رو من و محمد در کنار دختر کوچکمان میگذرانیم و از تماشای رشد و بالندگی طفل نازمان شادیم.

زهرا حالا در پایان ده ماهگی کنار دیوار پشتی ها میگیره و راه میره و خودش رو به گلدون روی زمین میرسونه و فقط میخواد که از سر و کول ما آویزون باشه و بالا بره.

مدتی هست که با ما هم سفره شده ولی این یکی دو روزه که سرما خورده اشتهاش زیاد نیست ولی در کل بچه بد غذایی نیست.
الحمدلله

حالا وابستگی هامون بیشتر میشه. وظیفه هامون بیشتر تر.

خدایا کمکم کن. 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ توسط 

تربیت عبارت است از شکوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى کمال مطلوب. تربیت ضرورى‏ترین نیاز انسان در زندگى است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایى نمى‏برد، نه از باغ زندگى خویش میوه شیرین‏مى‏چیند و نه کام انسانهاى دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین مى‏کند؛و بالاتر آنکه نه به درک معناى انسانیت نایل مى‏آید و نه به فتح قله‏هاى‏رفیع انسانیت دست مى‏یازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسى‏ترین‏پیام کتب و اولین و ضرورى‏ترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت، والدین را بر آن مى‏دارد که به این مسوولیت‏بزرگ ارجى دو چندان نهند؛ براى‏ایفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و با الگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند.

کودک

 بى‏شک معصومان علیهم السلام موفق‏ترین مربیان و سیره قولى و عملى آنهامطمئن‏ترین الگو براى والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. این‏مقاله بر آن است تا نکاتى از سیره تربیتى امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآورى کند و گامى، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهل‏بیت‏بردارد. 

هدف از تربیت، پرورش صحیح و یاد دادن آداب نیکو به فرزند است یعنى کودک را به گونه‏اى تربیت کنیم که بتواند به راه صحیح قدم گذاشته و آداب و اخلاق و رفتار منطقى داشته باشد و براى جامعه و نیز پدر و مادرش در دنیا و آخرت مفید باشد. و لذا تربیت صحیح فرزند براى پدر و مادر نوعى «باقیات الصالحات» است و چراغ این باقیات الصالحات هرگز خاموش نمى‏شود. سیره تربیتى امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دورى از کانون‏خانواده و نیز تک فرزندى  بسیار قابل‏توجه است؛ چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوه‏اى خاص مى‏طلبد. لذا نکاتی از نظرات آن حضرت را در مورد تربیت شرح می دهیم.

1- تدریجى بودن تربیت

تربیت جریانى مستمر و فعالیتى تدریجى است که نه مرزمى‏شناسد و نه زمان و مکان؛ بلکه به درازاى عمر است و به پهناى ابعادوجودى عالم اکبر، یعنى انسان. درخت تربیت زود ثمر نمى‏دهد و نباید انتظارداشت‏یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد؛ بلکه‏باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد، بتدریج‏با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام‏و دیدگاههاى آنان مسایلى چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج، توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى و... حکایت ازاین نکته مهم دارد.

گرچه معناامرى اعتبارى است و در نامگذارى چندان مورد توجه نیست؛ ولى هنگام به کاربردن آنها معانى ناخودآگاه تداعى مى‏شود. نام نیکو مایه سربلندى و افتخار ونام زشت‏باعث‏سرشکستگى و احیانا احساس حقارت است.

الف) انتخاب همسر صالح و شایسته

همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بر والدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحى براى آنان ‏انتخاب کنند.

ب) رعایت آداب ازدواج

بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف  که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد و یاد خداوند متعال میهمان قلبهاى پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت‏سایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. و بگویید: «خداوندا، او را به امانت گرفته‏ام و با میثاق تو بر خود حلال‏کرده‏ام؛ پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزى‏ام کن .»

ج) مراقبتهاى ایام باردارى

بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى بسیار مهم و ضرورى است. توجه به‏وضعیت روانى همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب‏و سالم از ضرورتهاى این دوره است. علاوه بر غذاى سالم و مقوى، استفاده ازبرخى میوه‏ها و خوراکیها مى‏تواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد، بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهره‏گیرى از برخى خوردنیها در ایام باردارى ‏توصیه کرده‏اند.

کودک

2- اولین گام

بعد از تولد، کودک قدم به جهانى نو مى‏گذارد. در اولین گام‏باید آواى توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضاى هستى‏اش را از نسیم خوش‏توحید و بندگى عطرآگین ساخت . خواندن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ فرزند را از شر شیطان رانده شده مصون می دارد.

3- نامگذارى

 گرچه معنا امرى اعتبارى است و در نامگذارى چندان مورد توجه نیست؛ ولى هنگام به کاربردن آنها معانى ناخودآگاه تداعى مى‏شود. نام نیکو مایه سربلندى و افتخار ونام زشت‏باعث‏سرشکستگى و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرین‏علیهم السلام هم خود نامهاى نیکو براى فرزندانشان بر مى‏گزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش مى‏کردند.

4- مراقبت از کودک

نوزاد انسان گلى نو رسیده است که بتدریج‏به رشد و شکوفایى‏مى‏رسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمى باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه‏مادر، باغبانان دلسوز زندگى‏اند و گلهاى معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه‏آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانى، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامت‏روانى و تامین نیازهاى عاطفى نوزاد در رشد جسمانى، عاطفى و تکامل معنوى‏اش‏تاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهاى زندگى که نوزاد، به خاطربیگانگى با محیط جدید و ضعف و ناتوانى، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.

قلب و روح هر کودکى که متولد مى‏شود همچون آینه‏اى زلال و شفاف است. پدر و مادر مى‏توانند با تربیت صحیح، فرزندان را به سعادت برسانند و مواظب این باشند که فرزندان با عناصر نایاب آشنا نشوند.

5- کودک و سلامتى

از ویژگیهاى دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگى‏انسان است. هر چند در تربیت اسلامى پرورش ابعاد معنوى هدف اصلى و نهایى‏است؛ اما دستیابى به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمى سالم و روانى با نشاط‏امکان‏پذیر است. 6- صحبت‏با کودک

قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانى کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعى اظهار محبت و ابراز عاطفه مى‏داند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخند و زمانى با حرکات دست و پا به آن پاسخ مى‏دهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخن‏گفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدى براى آموزش سخن گفتن کودک پدیدمى‏آورد.

 قلب و روح هر کودکى که متولد مى‏شود همچون آینه‏اى زلال و شفاف است. پدر و مادر مى‏توانند با تربیت صحیح، فرزندان را به سعادت برسانند و مواظب این باشند که فرزندان با عناصر نایاب آشنا نشوند. خداوند در سوره روم آیه 30 مى‏فرماید: «... فطرت‏اللّه‏ التى فطرالناس علیها ...؛ خداوند مردم را براساس فطرت خدایى آفریده است.» بنا بر فطرت توحیدى، سعادت و هدایت در وجود طفل به ودیعه نهاده شده است و والدین گرامى نباید اجازه دهند که این فطرت از مسیر اصلى خویش که همان سعادت و هدایت است خارج شود.

 

و نکته آخر آنکه یک اصل کلى وجود دارد و آن این است که والدین ابتدا باید خویشتن راتربیت کنند. اگر والدین خودشان داراى صفات نکوهیده باشند، نمى‏توانند در فرزندشان، صفات پسندیده را به وجود آورند. قرآن در این باره مى‏گوید: «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون» آیا شما مردم را به نیکى امر مى‏کنید، در حالى که خویشتن را فراموش کرده‏اید." بقره آیه 44" . فرزندان ما هر گونه که باشند خوش‏رفتار یا بدرفتار، راستگو یا دروغگو، حسود یا خیرخواه همه این صفات را از پدر و مادر خود کسب کرده‏اند.

در مقالات بعد به نکات دیگری از نگاه امام رضا (ع) در مورد تربیت فرزند اشاره می کنیم.

 

 

منبع:

سایت بلاغ - بازیاب


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

محرم به روزهای اوج خودش نزدیک میشود و عاشورا در راه است.
اوج از آن نظر که مثل تبی که هر لحظه بیشتر جان مردم را میسوزاند هر روز داغ تر میکند این دلهای داغدار را.

ولی خدایا این دومین سالی است که به تماشای عزاداریها از تلوزیون اکتفا میکنم. پارسال باردار بودم و امسال بچه دار. 
یادم هست که نامزد شدن من و محمد درست چند روز قبل از محرم بود و اولین هدیه ای که بعد از آن مراسم از محمد گرفتم کارت کوچکی با عکس تابلوی عصر عاشورای استاد فرشچیان بود.

مسجد فاطمیه رشت و هیئت بچه های دانشگاهمون تو مسجد خواگاه میرزا کوچک خان .
یا همین چند سال پیش که نماز مغرب و عشا مسجد سبزواری دو نفری میرفتیم و بعد از نماز هم روضه و آن چایی های دلچسب بعد از روضه چه صفایی داشت.
ولی حالا خیلی دلم گرفته.  از ترسه این که زهرا اذیت کنه. نه منو بلکه با سرو صدا مزاحم دیگران بشه کمتر توفیق مجالس روضه رو دارم.
البته
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا 

و خودم در دلم حسینه ای دارم این روزها:
این صدای طپش قلبم نیست
در حسینیه دل سینه زنیست

قبل بارداریم توفیق زیارت امامم در کربلا را داشتم و زهرا را از خدا خواستم. و وقتی به دنیا اومد بعد از اون همه دردسر و مشقت بارداری و زایمان نذر دختر سه ساله امام حسین کردم که زهرا راه بیافته به سلامتی بریم سوریه زیارتش. ان شاالله

خدایا نمی دونم چه کنم تا دلم آرام بگیره. دلم میخواد یک روضه حساب بشنوم و یک دل سیر گریه کنم.دلم میخواد مثل اون روزهایی که با محمد میرفتیم اول حرم حضرت عباس و بعدشم امام حسین و حسابی اشک میریختیم و سبک برمیگشتیم هتل دلم از این همه غبار سبک بشه.

مدتهاست که اشک نریختم. همین پریروزی از شبکه سه مداحی حضرت قاسم رو پخش میکرد که دلم شکست و اشکی ریختم ولی این دل زنگار گرفته اب بیشتری برای شستشو لازم داره.

خدایا به امام حسین و یارانش قسمت میدهم که دلم را پاک کن از غار هوا و هوس و زنگار دنیا و ما فیها.
آمین یارب العالمین 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

محرم آغاز شد و شهر در ماتمی عمیق فرورفت.

السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین 
و علی اصحاب الحسین 

همیشه وقتی مراسم شیرخوارگاه حسینی رو از تلوزیون تو محرم نشون میداد، آرزوم بود یک روز من هم با بچه ام یکی از شرکت کنندگان این مراسم می بودم. و انگار چه زود گاهی آرزوها براورده میشود.

شب مامان زنگ زد که جمعه صبح مراسمه ولی معلوم نبود کجاست.
محمد تماس گرفت حرم و مکانش دارالحجه زیرزمین بود.

چندین سال پیش که تازه ازدواج کرده بودیم از یک نمایشگاه محصولات فرهنگی تو رشت سه تا پیشونی بند مخملی نوزاد گرفته بودیم تا باشه واسه نی نی خودمون و تو این سالها یه جای امن نگهشون داشته بودم که حالا قسمت شد استفاده بشه.

وسایلمو شب آماده کردم و چفیه و پیشونی بندا رو هم گذاشتم.
صبح جمعه از خواب بیدار شدم دیدم محمد حلیم گرفته با نون تازه و چایی هم دمه.قلب

صبحونه خورده نخورده راه افتادم و خودمو 8 و نیم رسوندم حرم که مامان و مریم هم منتظرم بودند.

فکر میکردم هنوز مراسم شروع هم نشده باشه و با توجه به سردی هوا تا مردم جمع بشن ساعت 9 بشه.
ولی محل مراسم به اون بزرگی جا نبود. خیلی کلافه شدیم قهر

اومدیم بیرون تو رواق نشستیم و مشغول زیارت که به خاطر استقبال زیاد مامان ها و نی نی های حسینی مراسم دوباره تو رواق دارالحجه هم برگزار شد و ما هم متسفیض شدیم.

دخترم رو به علی اصغر امام حسین سپردم و سلامتی و سعادتش رو از این خاندان با کرامت خواستم.

خودم و محمد و زهرا رو به رودخانه پر فیض توجهتشون سپردم و عاقبت بخیری خواستم که مگر ما بیچاره ها به حرمت آنها مورد لطف خدا قرار بگیریم.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

نهم آذر تولد خودم بود.
سالگرد 28 ام تولدم.
امسال مامانم و کلی از پارسال انگار بزرگتر شدم.
یعنی فرق پارسال و امسال یک تصاعد بوده با ضریب بالا و فقط گذشت یکسال نبوده.

 مراسمی مختصر و مفید.
فهیمه زحمت کشید و یک کیک کوچولو خونه خودشون پخت تا من تو زحمت نیافتم و به بچه داریم برسم.


بقیه هم کلی هدیه خوب آورده بودند.
با احتساب زهرا و زینب 10 نفر بودیم که یک شام حسابی و بعدشم هرکسی رفت خونه خودش.

اینقدر گرفتار بچه ها بودیم که فراموش کردیم چند تا عکس خوب بیاندازیم. شمعهای تولدم هم توسط زینب خانم فوت شد.متفکر

خیلی خوش گذشت. دور هم جمع شدن خوبی بود. از شمال هم برا تبریک گفتن زحمت کشیدن تماس گرفتند. امسال تولدم نه نه هشتادونه بود.

زهرا هم نه ماهه شده.
خدارو شکر.

حسابی شیطون شده و من کلافه شدم از اینکه تو شرایط سنی جدیدش احتیاج به یک مشاور خوب دارم تا راهنماییم کنه.
دوست داره باهاش بازی کنم و گاهی نا برام نمی مونه.
باز محمد که از کارخونه میاد بهتره. گاهی زهرا حوصلش از من سر میره و با دیدن بابا کلی ذوق میکنه. محمد هم انصافا خیلی حوصله بازی با زهرا رو داره. 

خدایا کمکم کن.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩ توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

جشن نه ماهگی زهرا اینبار مصادف شد با روزهای جشن عید قربان و غدیر و همه جا چراغونی و شادی.

 

الحمدالله.

زهرای من در حالی نه ماهگیش رو به پایان رسوند که بابایی در ماموریت بود ناراحت و من و زهرا خونه مامان زهره چند شبی مهمون بودیم. از طرفی هم مامان زهره و خاله مریم درگیر خرید جهیزیه و یکسره بازار گردی که البته من و زهرا هم نخودی بودیم و همه جا همراهشون میرفتیم. چشمک

اینم عکس زهرا تو بازار:

این شد که اشانتیون خرید جهیزیه. مامان زهره یک میکسر واسه من هم خرید که برای سوپ و غذای زهرا حسابی لازم داشتم.

تهران نمایشگاه بین المللی نساجی بود و محمد مامور شرکت برای بازدید از نمایشگاه شده بود و برای ماهم سوغاتی روسری و یه عالم هدیه تبلیغاتی اورد. خلاصه این که کلی هدیه نصیب مادر و دختر شد.نیشخند

از طرفی عمه فروغ زهرا هم از چالوس اومده بود زیارت که خونه ما هم یک شب مهمون شدن و کلی خوش گذشت.

زهرا حالا کاملا راحت میشینه و تازگی ها فیگور چهار دست و پا هم میگیره. البته دختر محتاط من میترسه دستاشو برداره که مبادا بخوره زمین. البته در این عکس خانم تازه از حمام تشریف اوردند.

عشقشم گرفتن لبه صندلی و پشتی و تختشه و مدت ها بازیگوشی میکنه و اغلب هم تعادلش رو میتونه حفظ کنه و خیالم راحتتر شده. و انگشت مکیدنش هم همچنان ادامه داره.

صداهای زیادی رو از خودش درمیاره و تقلید هم میکنه و تازگیا یک جور خنده ذوق زده یاد گرفته که اینقدر ادامه میده تا گلوش درد بگیره. وقتی هم تو یک محیط قرار میگیره که صداش انعکاس پیدا میکنه هی میگه هه هه هه تا صداش منعکس شه.

خلاصه اینکه دختر کوچولوی مامان یواش یواش داره دارای شخصیت منحصر به فردی میشه و درکش از اطرافش زیاد میشه و مسئولیت من و محمد از این به  بعد برای شروع روشهای تربیتی زیاد تر.

خدایا کمکم کن تا مادر خوبی برای نوگلی باشم که پس از پشت سر گذاشتن طوفانهای سهمگین به ما عطا کردی.

خدایا کمکمان کن در را تربیت زهرا موفق باشیم و بنده ای خوب از بندگان صالحت را تربیت کنینم.

گاهی احساس میکنم در مسیر بندگی تو خطاهای زیادی مرتکب شده ام.

خدایا یاریم کن که نگهدار خوبی برای فرزندم باشم و طوری تربیتش کنم که اشتباهات مرا در زندگی و بندگی نداشته باشد.

امین.

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩ توسط 

فرزندم در نه ماهگی چه کارهایی می تواند انجام دهد؟

مهارتها

کارهایی که کودک می تواند انجام دهد.

بینایی

·         با اشتیاق به اطاف خود می نگرد.

·         والدین را می شناسد و متوجه ورود و خروج انها می گردد.از شش ماهگی کودک با خروج شما از اتاق واکنش نشان می دهد.

·         اشیای کوچک را می بیند و به آنها دست میزند؛مثلا تزئینات روی کیک را با انگشت اشاره اش آزمایش می کند.

شنوایی

·         متوجه صداهای خارج از اتاق مانند پارس سگ، عبور ماشین یا زنگ در می گردد.

·         به طرف صدا می چرخد و محل تولید صدا را تشخیص می دهد و با صدا کردن اسم صورتش را به طرف صدا برمی گرداند.

کلامی

·         قادر است یک یا دو کلمه مانند "ماما" یا "دادا" را بگوید اما لزوما این کلمات را در موقع مناسب یا با مفهوم واقعی آن به کار نمی برد. به عبارت دیگر،کلمات غیر اختصاصی و نامفهوم است و با خودش این صداها را در می آورد.

هماهنگی اندامها

·         قادر است با انگشت اشاره و شست خود اشیا را بگیرد.

·         با انگشت اشاره خود اشیا را بررسی و وارسی می کند.

·         می تواند اشیا را به اراده خود رها کند.

·         می تواند شیا را از این دست به آن دست کند.

کنترل اعضای بدن

·         می تواند به مدت یک دقیقه یا شاید کمی بیشتر بنشیند.

·         قادر است دهنگامی که نشسته است،خود را حرکت دهد.

·         سعی می کند بایستد،اما دوباره نشستن برایش سخت است.

·         قادر است بخزد یا مانند کماندوها با کمک شکم و آرنج خود روی زمین حرکت کند.

ادراک کلی

·         با شنیدن صدای خود واکنش نشان می دهد.

·         بدنبال توپی که قل می خورد می رود.

رفتار اجتماعی و عاطفی

·         به والدین خود احساس نزدیکی می کند و به هردو یا یکی از آنها وابسته می شود و در نبودن آنها یا پرستارش ناآرامی می کند.

·         می تواند دستش را به علامت خداحافظی تکان دهد.

·         میزان توجه و دقت وی افزایش می یابد.

 

 

منبع: پرورش و نگهداری نوزادان و کودکان/ دکتر احمد شاه فرهت و همکاران


 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩ توسط 

 

مادر شدن

بسیاری از مادران پس از زایمان از چند روز تا چند هفته اول احساس خستگی و افسردگی دارند . تولد بچه با تغییرات زیادی در زندگی مادر همراه است و تطابق با این وضع جدید نیاز به گذشت زمان دارد . این تغییر کوچک در خلق و خوی مادر شایع بوده و بیماری تلقی نمی شود . از هر 10 خانم 8 نفر بعد از زایمان دچار این حالت می شوند .

افسردگی با شدت بیشتر نسبتاً شایع بوده و در چند هفته تا چند ماه بعد از زایمان دیده می شود و از هر 10 خانم یک نفر بعد از زایمان به آن دچار می شود. از هر 1000 نفر خانم بعد از زایمان 1 نفر دچار بیماری حاد روانی می شود که باید در بیمارستان بستری و درمان شود . به نظر می رسد افسردگی به علت کاهش ناگهانی مقدار هورمون های موجود در خون که توسط جفت ساخته می شوند ، ایجاد می شود تغییر میزان این هورمون ها ممکن است افسردگی و حتی بیماری روانی شدیدی در مادر ایجاد کند .

اغلب خانم هایی که بعد از زایمان دچار افسردگی می شوند ، از قبل مستعد ابتلا به افسردگی بعد از زایمان بوده اند . افسردگی بعد از زایمان می تواند ارثی و فامیلی هم باشد . سایر عوامل ایجاد کننده این حالت مثل احساس تنها شدن یا ناکفایتی و نگرانی درباره مسئولیت های جدید ، می توانند استرس ایجاد کرده و بدنبال آن افسردگی ایجاد شود . به نظر می آید این حالات در مادرانی که احساس تنهایی برای نگهداری نوزاد دارند و یا از حمایت کافی همسر بی بهره اند، بیشتر باشد . همچنین مادرانی که دورانی سخت و همراه با مشکل را در کودکی و نوجوانی پشت سر گذارده اند زمینه بیشتر برای ابتلا دارند .

مادری که دچار افسردگی بعد از زایمان شده است ، شدیدا” باید حمایت روحی شود ، این کار از طریق همسر، دوستان و بستگان او قابل انجام است . مادر را هیچ گاه نباید تنها گذاشت و باید تا حدی که امکان دارد استراحت کند

 کمبود خواب به علت مواظبت از نوزاد ، خستگی از یک زایمان طولانی ، یا وجود زخم های دردناک ( مثل زخم سزارین) می توانند این حالت را شدید تر کنند ، مادرانی که زایمان سخت و طولانی داشته اند بیشتر دچار افسردگی بعد از زایمان می شوند و چنانچه استرسی از طرف همسر نیز در این زمان اضافه شود امکان دارد که افسردگی بعد از زایمان شروع شده و یا بدتر شود . بعضی از خانم ها بعد از زایمان دچار اضطراب می شوند و ممکنست حالت های حمله ای وحشت و ترس و بیقراری و تنگی نفس پیدا کنند . اگر این حالت های حمله ای ترس درمان نشوند نهایتا” افسردگی ایجاد می شود .

اگر چه که علت دقیق ایجاد بیماری روانی شدید شناخته نشده است ، ولی وجود سابقه افسردگی می تواند عامل بیماری روانی شدید فعلی باشد.

علائم افسردگی بعد از زایمان 3 تا 10 روز بعد از زایمان پیدا می شود پس از شروع علائم ، ظرف 5 روز علائم بسیار شدید می شوند . بیقراری ، گریه ، خستگی و تحریک پذیری و فقدان قدرت تمرکز فکر، اختلال در خوابیدن ، بی اشتهایی و عدم توانائی در انجام کارهای نوزاد و روزانه از علائم این بیماری هستند .افسردگی بعد از زایمان ممکن است در هر زمانی و در طی 6 ماه اول بعد از زایمان ایجاد شود . مادری که دچار افسردگی بعد از زایمان شده است ، شدیدا” باید حمایت روحی شود ، این کار از طریق همسر، دوستان ، کارفرما و بستگان او قابل انجام است . مادر را هیچ گاه نباید تنها گذاشت و باید تا حدی که امکان دارد استراحت کند .

افسردگی

چنانچه افسردگی خیلی خفیف باشد نیازی به درمان دارویی ندارد و انجام اقدامات حمایتی کافی می باشد و این حالت خود بخود بهبودی می یابد .اگر علائم افسردگی متوسط یا زیاد باشد و مادر نتواند کار روزانه خود را انجام دهد، علاوه بر اقدامات حمایتی ، مراجعه به پزشک و درمان دارویی و روان درمانی ، لازم است .

چگونه می توانم بفهمم که دچار افسردگی پس از زایمان شده ام؟

پزشک شما بهتر از هر فرد دیگر تشخیص خواهد داد که شما دچار این اختلال شده اید یا خیر. خودتان نیز ممکن است متوجه علائمی بشوید که عبارتند از:

بی خوابی

تمایل به گریه یا اندوه شدید که تمام روز ادامه داشته باشد

کاهش علاقه نسبت به انجام بسیاری از فعالیت ها

اشکال در تمرکز حواس

تغییر اشتها

اضطراب

اختلالات خلق و تحریک پذیری

احساس گناه شدید

حملات پانیک (علائم آن عبارتند از افزایش تعداد ضربانات قلب، سرگیجه، منگی، احساس وقوع یک اتفاق ناگوار)

افکار خودکشی

مهم است که تفاوت بین تغییرات طبیعی احساسات بدنبال تولد نوزاد را با حالاتی که نیاز به درمان و حمایت های بعدی دارد، بدانید. این تنها احساس شما نیست که نشان می دهد اشکالی وجود دارد بلکه شدت و تعداد دفعات آن احساس و مدتی که طول می کشد بسیار حائز اهمیت است. به عبارت دیگر بسیاری از مادران جدید در طول ماه های اول پس از تولد نوزاد احساس اندوه و اضطراب دارند. ولی اگر شما تمام روز در حال گریه کردن هستید و این حالت چند روز متوالی طول می کشد و نیز دچار حملات پانیک می شوید، حتماً باید به پزشک مراجعه کنید.

 

مادرانی که زایمان سخت و طولانی داشته اند بیشتر دچار افسردگی بعد از زایمان می شوند و چنانچه استرسی از طرف همسر نیز در این زمان اضافه شود امکان دارد که افسردگی بعد از زایمان شروع شده و یا بدتر شود .

اگر افسردگی شدید باشد یا بیماری شدید روانی ایجاد شده باشد ، بیمار باید در بیمارستان بستری و درمان شود . معمولاً نوزاد نیز باید همراه مادر بستری شود و تماس مادر با او قطع نشود .

در صـورتیـکه قبلاً دچار افسـردگی پس از زایمان شده اید، چگونه می توانید از وقوع مجدد آن پیشگیری کنید؟

آیا قبلاً دچار افسردگی پس از زایمان شده اید؟ در این صورت شانس ابتلا شما در هر بار بارداری 50–50 است بنابراین بهتر است خود را برای این احتمـال آماده سـازید. آمادگی به شما قدرت می بخشد وضعیت را بهتر کنترل کنید و احتمال عود را نیز کاهش داده در صورت بروز علائم، از شدت آنها می کاهد.

شما می توانید در دوران بارداری اقدامات مهمی انجام دهید تا احتمال بروز این بیماری را با شدت قبل کاهش دهید:

 

با تمام پزشکان و دست اندکارانی که در دفعه قبل به شما کمک کردند تماس بگیرید. این افراد ممکن است شامل پزشک شخصی شما، درمانگر شما و یا روانپزشک شما باشند. موضوع را با آنها در میان بگذارید و راه حلی را برگزینید که مورد موافقت همه باشد.

 با همسر خود در رابطه با مشکل خود صحبت کنید. آنچه را که دفعه قبل باعث کمک به شما شده است و نیز آنچه را که به شما کمک نکرده است با او در میان بگذارید. یک برنامه حمایتی ایجاد کنید. چه کسی باید به شما کمک کند؟ مادر؟ مادر شوهر؟، پرستار بچه؟  سایر دوستان یا اعضای خانواده؟

از بروز هر گونه خستگی یا استرس بپرهیزید. استراحت کافی، غذای مناسب و ورزش را فراموش نکنید.

برای فعالیت های خود محدودیتی قائل شوید. از کار بیش از حد بپرهیزید، چه در دوران بارداری و چه پس از زایمان. فعالیت بیش از حد شما را خسته می کند و احتمال بروز افسردگی را افزایش میدهد.

 

ماهنامه کودک

نی نی سایت

فراوری و تنظیم: کهتری

 

گفتگوی حجت الاسلام والمسلمین دهنوی پیرامون وضعیت ویژه خانمها در دوران بارداری و بعد از زایمان را در بانک صوتتبیان بشنوید.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩ توسط 
رتبه سنج گوگلرتبه سنج گوگل
Blog Skin