بسم الله الرحمن الرحیم

قبلا سالی یک بار یه سرمای حسابی می خوردم و والسلام.

ولی این سومین باریه که امسال سرما می خورم. 

اینبار آنفولانزا با زهرا با هم.

این بیماری هم برای خودش ماجرایی داره.

از تب و درد بدن و آبریزش و سرفه و خلاصه همه می دونن دیگه کلکسیونی برا خودش.

حالا 5 روزی هست مامان و دختر هی می خوابند هی عطسه می کنند هی سرفه.

زهرا رو دکتر بردم و گفت داروش فقط استراحته و خب خفیف کننده های علایم اون.

 

 



تاريخ : شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی دخترت بزرگ میشود هم شاد هستی از دیدن این همه زیبایی و جمال در چهره ای معصوم و دوست داشتنی، هم دلت می گیرد که بزرگ شدی مادر!

حالا فکر میکند، نظر میدهد، مخالفت می کند، دوست میدارد فراتر از غریزه و نیازهای اولیه اش.

حالا برای لحظات طولانی تری تنهایت میگذارد.

وقتی دم در مهد میرسانیش دوستی می یابد و می دود و دستت را رها می کند و در حال رفتن خداحافظی می کند و تنها میشوی یهو دم در.

همه این ها شیرین است و دلهره آور شاید!

می رود ولی با رفتنش می گوید مراقبم هستی می دانم مادر.

می رود ولی انگار می گوید هوام رو بیشتر داشته باش. بیشتر از خوردن و خوابیدن و سرما نخوردن دلواپسم باش.

دوستت دارم رفیق همه لحظه های من.

دخترم زهرای من.



تاريخ : شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ | ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال زهرا به حدی از رشد رسیده بود که با ما در این ایام زیبا همراهی کنه و خودش هم به یک محب کوچولوی اهل بیت و عزادار حسین تبدیل بشه.

با ما شب ها نماز جماعت و روضه می اومد و خیلی هم علاقه نشون میداد. توی مسجد دوستای جدید پیدا می کرد خوراکی هایی که برای سرگرم شدنش میبردم رو می خورد و به دوستاش می داد و تجربه نویی از زندگی بود براش.

جایی خوندم که اگر کسی محبت علی علیه السلام رو در دل خودش احساس کرد از مادرش سپاسگزاری کند. همین طور است من خودم خاطرات کودکی ام پر است از لحظه های به یاد ماندنی دعا و روضه و نذری در کنار مادرم.

تا امسال خیلی بیرون نمی رفتیم به این خاطر که هنوز درکی از مراسمات مذهبی ما نداشت ولی امسال عالی بود. و حالا که ماه صفر رو به پایان است احساس می کنم دست خالی نمانده ام.

سفره دارد جمع میشود و امروز آخرین روز این دو ماه بی نظیر است. 

ربیع الاول شروع خوبی برای همه چیزهای خوب است.تصمیمهای خوب، کارهای خوب، زندگی خوب.

مامان بزرگ بابا بزرگ از زیارت اربعین امام حسین و شرکت در خیل بیشمار زائران پیاده برگشتند و یک دهه روضه امام حسین و اهل بیت در خانه شان برگزار شد به چه خوبی.

 

 

یکی از سوغاتی های کربلا مقنعه عربی بود که زهرا و زینب خیلی خوششون اومد



تاريخ : سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.