بسم الله الرحمن الرحیم

چادر برای من و خواهرهام مثل یک یادگاری با ارزش از مادر و مادرانمان است.

سالهاست که مادرهای ما به انتخاب خرد خودشان، تاکید میکنم انتخاب و نه اجبار، چادر را حفظ کرده اند. جدی تر از هر میراثی که از والدین به فرزندان برسد.

جدی تر از ظرف و کاسه های عتیقه ای که به بعضی ها ارث میرسد و گرفتار کاسه بشقاب زیرخاکی و موروثیشان می کند، غافل از آن که سال هاست میراث مادرانشان را باد برده است.

شاید این چادر در خانواده هایی سابقه طولانی نداشته باشد، ولی برای ما یک لباس سنتی و موروثی است. 

حتی زمانی که از سر زنان کشورم به زور کشیدندش باز هم ماند و آمد و آمد.

تعجب میکنم از خانم هایی که با لباس سنتی اقوام مختلف عکس یادگاری میگیرند (و الان چه مد هم شده این موضوع) ولی لباس سنتی خانوادگی خود را دوست ندارند.

شاید برایشان دست و پا گیر شده، شاید!

البته همه چیز را دارند عوض می کنند و ما هم داریم می رویم و می رویم.

جایی که سنتی سرایش فقط از سنت ایران کهن قلیان دارد با طعم کاپوچینو ! خب لباس سنتی بانوانش هم فراموش شود تعجبی ندارد.

دامن چین چینی ها و سکه دوزی ها لباس خانه و اندرونی بود و لباس جلوت و بیرونی مان چه شد. اندرون را بیرون آوردیم و همه را یک جا فراموش کردیم؟

یک کتاب روانشناسی از نویسنده ای آمریکایی خواندم به نام " دخترتان تا چهارده سالگی"

نوشته بود نام مادرانتان را بنویسید، تا چند پشت را می دانید؟

نوشتم: فائزه دختر زهره، دختر فرنگیس، دختر شرف،  . . . 

دیگر نمی دانستم.

بغض گلویم را گرفت.

ولی افتخار می کنم که حداقل میراث دار خوبی برای لباس سنتیشان بوده ام.

علاوه بر تمام ویژگی هایی که دارد.

علاوه بر آن حریم امنی که با اضافه کردن رفتار متین و باوقارت برایت ایجاد میکند.

علاوه بر آنکه رنگش می گوید نمیخواهم زیاد دیده شوم، زیاد برانداز شوم، زیاد با ظاهرم جلب توجه کنم.

من با این که می گویند چادر حجاب برتر است موافق نیستم. 

خیلی چادری ها بی حجابند.

حجاب یعنی آنچه موقع حجب و حیا به آن پناه میبری. پس چادری که حجب و حیا همراهش نباشد حتی حجاب نیست چه برسد به حجاب برتر.

خدایا!

زهرا و زینب دخترهای همان مادرهایی هست که با چادر خودشان فرزندان زیادی بزرگ کردند، به شوهرهایشان محبت کردند، خانواده شان را حفظ کردن، برای زندگیشان تلاش کردند و چادر به دندان گرفتند و در انقلاب نقش داشتند و برای رزمنده هایشان خیاطی کردند.

دختر همان مادرهایی هستند که برای ما اهداف بزرگتری از خودشان ترسیم کردند و دانشگاه رفتن و تلاش ما را همیشه تحسین کردند.

کمکشان باش. تا میراث دار شایسته ای برای همه رشادت های مادرانشان باشند.



تاريخ : یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

اسفند همیشه همیشه برای من و محمد و زهرا متفاوت تر از همه سال است. زهرا 1 اسفند به دنیا آمد و رنگ و بوی همه چیز را عوض کرد.

بهار همیشه یک ماه زودتر به خانه ما پا می گذارد.

اسفند از خود نوروز هم جالب تر است و شادی وصف ناپذیری دارد در انتظار یک اتفاق حتمی و همیشگی به اسم بهار.

زهرا و زینب هردو اسفندی اند و ما هم تجمیع کردیم هر سال تولد بچه ها رو.

امسال نوبت خونه خاله فهیمه بود.

و این هم لحظه ورود کیک تولد به خونه توسط بابا جون

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳ | ٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.