بسم الله الرحمن الرحیم

تابستان امسال با ماه مبارک رمضان شروع شد. 

و ما سه روز زودتر به استقبالش رفتیم. روزهای بلند سال و شب های کوتاه تابستانی.

آنقدر شب کوتاه است که اغلب شب ها تا سحر بیداریم و تا چشم به هم می زنی صبح شده.

زهراجون هر شب از من قول میگیره که سحر بیدارش کنم تا با ما سحری بخوره ولی تا الان که موفق نشده.

بیشتر زمان ها به خاطر گرمای هوا خونه هستیم و سعی می کنیم کارهای بیرون رو به حداقل برسونیم.

روزها و شب های خوشی هست الحمدلله.

گاهی دلت برای یک جرعه آب آنقدر غش می رود که تعجب می کنی از ساعت ها تاب آوردنت.

و همان جرعه اول آب از بهشت آمده دم افطار. شراب بهشتی شاید اینقدر نمی چسبد.

افطار آنقدر آب و چای و نوشیدنی های جوراجور می خوریم که جایی برای غذا نمی ماند ولی سحر را سعی میکنم همیشه غدایی مقوی باشد تا برای 17 ساعت روزه داری کفایتمان کند.

رمضان امسال 30 روز تمام بود و عید فطر نماز را در جوار امام رئوف به جا آوردیم.

تمام شد و خاطره سحرها و افطارهایش و گرمای کم نظیر امسال ماند تا سال آینده.

یکی از بهترین نعمت هایی اکه امسال نسبت به سال های پیش رمضان داشت این بود که توفیق بیشتر زیارت امام رضا نصیبمان شد و زهرا هم از مجموعه کبوترانه حرم بیشتر بهره برد.

نمایشگاه قرآن مشهد:

ما دنبال بچه ها از این غرفه به اون غرفه هی گشتیم و باباها هم از فرصت استفاده کردند 



تاريخ : شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤ | ٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.