تازه از سفر عتبات برگشته بودیم و کلی اون روزها مهمون و رفت و آمد داشتیم. تازه خانواده همسرم هم از شمال اومده بودند دیدنمون. دل نگران عقب افتادن پریودم بودم وای میذاشتم به حساب مسافرت و مهمون داری.
ولی دیگه طاقت نیاوردم و برای اولین بار با بی بی چک فهمیدم که خدا دوباره خواسته من مامان بشم.
خیلی خوشحال شدیم. یه جورایی به دل هر دومون گذشته بود. تو کربلا از امام حسین علیه‌السلام خواستم وساطت کنه و از خدا بخواد به ما این لیاقت رو بده که مادر و پدر یکی از محبانش باشیم.
خدا رو شکر.

 



تاريخ : دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.