بسم الله الرحمن الرحیم

پاییز 89 بدون باران و برف به پایان رسید و فصل برگ ریز جای خودش رو به زمستانی داد که تمام آرزویمان و نقل جمعمان باران و برف نیامده است.

از امشب اندکی زمستانی شده هوای خشک و البته کمی آلوده و غبار آلود شهر.

گاهی صبح ها اولین کاری که میکنم نگاه کردن به آسمان از پشت پنجره آشپزخانه است و نظاره سلسله جبال هزار مسجد از دور دسته ولی چند روزی هست که غباری غلیظ روی شهر را گرفته.
زهرا سرما خورده و در حالی 10 ماهه میشود که دو شب تب داشت و ان شاالله فردا ببرمش دکتر.

روزهای زیبایی رو من و محمد در کنار دختر کوچکمان میگذرانیم و از تماشای رشد و بالندگی طفل نازمان شادیم.

زهرا حالا در پایان ده ماهگی کنار دیوار پشتی ها میگیره و راه میره و خودش رو به گلدون روی زمین میرسونه و فقط میخواد که از سر و کول ما آویزون باشه و بالا بره.

مدتی هست که با ما هم سفره شده ولی این یکی دو روزه که سرما خورده اشتهاش زیاد نیست ولی در کل بچه بد غذایی نیست.
الحمدلله

حالا وابستگی هامون بیشتر میشه. وظیفه هامون بیشتر تر.

خدایا کمکم کن. 



تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ | ٩:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.