بسم الله الرحمن الرحیم

دهه روضه های مامانم هم تمام شد و چه زود گذشت. فرصت غنیمتی از ماه صفر که نمی‌دانم چرا همیشه با اتفاقات به یاد ماندنی چه تلخ یا شیرین همراه بوده است.
به دنیا اومدن زود هنگام اولین کوچولومون سال ٨۵ آخرین روز همین روضه ها بود. زایمان خواهرم و پیوستن زینب به جمع خانواده مان سال ٨۶ تو روضه‌های مامانم بود. پارسال هم که من استراحت مطلق بودم و با وجود همسایه بودن با مامانم نتونستم تو روضه ها شرکت کنم و امسال با زهرام اونجا بودم.

 

حالا زهرا و زینب بزرگ شدند، مثل دوتا دوست خوب.

 

 

روضه ها تموم شد و رفت تا سال دیگه که چی می‌خواد بشه.
خدایا به اباعبدالله و فرزندان و اصحابش قسمت میدم کمکمون کن در راه بندگیت.



تاريخ : پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ | ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.