بسم الله الرحمن الرحیم

ایام آخر ماه صفر روزهای خوبی برای زیارت امام رضا علیه السلام است. روزهای پایانی دو ماه که بیشتر به یاد ائمه بودیم و کوله بار زندگیمان را مثل ماه رمضان های هر سال پر کردیم از ارادت و امید به عنایت آنها.
ما هم میزبان زائران امام رضا علیه السلام در این روزها بودیم. بابا بهروز (پدر شوهرم) و عمه کوچیکه ( مولود عزیز). اگرچه مدت زیادی پیش ما نموندند ولی خیلی خوش گذشت هم به ما و هم فکر کنم به اونها که بعد از مدت ها زهرا رو می دیدند. قلب

خیلی دوست داشتیم همه دور هم می بودیم ولی مامان طوبی (مادر شوهرم) نتونسته بودند باهاشون بیان و خب البته مدام با هم تلفنی در تماس بودیم. دلها یک جا بود.

از خرید و زیارت و مهمونی دادن و مهمونی رفتن و غذا پختن و کیک درست کردن برا عصرونه.
خدا رو شکر.

هوا هم حسابی سرد شده بود و مهمون های ما از گیلان بارون و برف رو هم با خودشون آوردند و بعد از مدتی چشممون کمی برف و بارون دید.

ماه صفر تموم شد و دهه فجر و  سالگرد ازدواجمون در 7 سال پیش. 
حالا من و محمد وارد هشتمین سال از زندگی مشترک شیرینمان میشویم. با دخترمان زهرا. لبخند

خدایا به هرچه زیبایی در این عالم برای ما انسانها خلق کرده ای قسمت می دهم زندگیم را در میسر خودت و رسیدن به خودت قرار ده و از شر شیطان در امانمان دار.
آمین یا رب العالمین. 

 

زهرا و بابا بهروز

زهرا سوار بر تابی که از عمه جون هدیه گرفته
کلی ذوق کرده بچه ام ماچ 

مافین سیب و موز
محصول مشترک مامان و عمه جون
دستورش رو تو وبلاگ دستپخت های من ببینید 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Faezeh | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.